opens

[ایالات متحده]/[ˈəʊpənz]/
[بریتانیا]/[ˈoʊpənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در دسترس کردن، قابل دسترس ساختن؛ به یک وضعیت مشخص رسیدن؛ آغاز کردن؛ شروع کردن؛ ظاهر شدن؛ آشکار شدن؛ فراهم کردن دسترسی به یک منبع یا سرویس
n. سوراخ، دهانه

عبارات و ترکیب‌ها

opens now

اکنون باز است

opens tomorrow

فردا باز می‌شود

opened last year

سال گذشته باز شد

opens at eight

ساعت هشت باز می‌شود

opens frequently

به طور مکرر باز می‌شود

opens online

به صورت آنلاین باز می‌شود

opens widely

به طور گسترده باز می‌شود

opens quickly

به سرعت باز می‌شود

opens gradually

به تدریج باز می‌شود

opens officially

به طور رسمی باز می‌شود

جملات نمونه

the store opens at 9 am every day.

فروشگاه هر روز ساعت 9 صبح باز می‌شود.

the new restaurant opens next week.

رستوران جدید هفته آینده باز می‌شود.

the window opens onto a beautiful garden.

پنجره به یک باغ زیبا باز می‌شود.

the opportunity opens up for those who work hard.

فرصت برای کسانی که سخت کار می‌کنند، فراهم می‌شود.

the museum opens its doors to the public.

موزه درهای خود را به روی عموم باز می‌کند.

the application opens a new world of possibilities.

این برنامه دنیای جدیدی از امکانات را باز می‌کند.

the market opens with high expectations.

بازار با انتظارات بالا باز می‌شود.

the investigation opens new avenues for discovery.

تحقیقات مسیرهای جدیدی را برای کشف شدن باز می‌کند.

the software opens and runs smoothly.

نرم‌افزار باز و به خوبی اجرا می‌شود.

the debate opens a discussion on climate change.

بحث، بحثی در مورد تغییرات آب و هوایی را آغاز می‌کند.

the gallery opens a new exhibition this month.

گالری این ماه یک نمایشگاه جدید را باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید