opens now
اکنون باز است
opens tomorrow
فردا باز میشود
opened last year
سال گذشته باز شد
opens at eight
ساعت هشت باز میشود
opens frequently
به طور مکرر باز میشود
opens online
به صورت آنلاین باز میشود
opens widely
به طور گسترده باز میشود
opens quickly
به سرعت باز میشود
opens gradually
به تدریج باز میشود
opens officially
به طور رسمی باز میشود
the store opens at 9 am every day.
فروشگاه هر روز ساعت 9 صبح باز میشود.
the new restaurant opens next week.
رستوران جدید هفته آینده باز میشود.
the window opens onto a beautiful garden.
پنجره به یک باغ زیبا باز میشود.
the opportunity opens up for those who work hard.
فرصت برای کسانی که سخت کار میکنند، فراهم میشود.
the museum opens its doors to the public.
موزه درهای خود را به روی عموم باز میکند.
the application opens a new world of possibilities.
این برنامه دنیای جدیدی از امکانات را باز میکند.
the market opens with high expectations.
بازار با انتظارات بالا باز میشود.
the investigation opens new avenues for discovery.
تحقیقات مسیرهای جدیدی را برای کشف شدن باز میکند.
the software opens and runs smoothly.
نرمافزار باز و به خوبی اجرا میشود.
the debate opens a discussion on climate change.
بحث، بحثی در مورد تغییرات آب و هوایی را آغاز میکند.
the gallery opens a new exhibition this month.
گالری این ماه یک نمایشگاه جدید را باز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید