heart thumps
ضربان قلب
thumps in chest
ضربان در قفسه سینه
thumps of bass
ضربات بیس
thumps on door
ضربات روی در
thumps and bumps
ضربات و برخوردها
thumps of drums
ضربات درامز
thumps of feet
ضربات پا
thumps in rhythm
ضربات با ریتم
thumps of laughter
ضربات خنده
thumps of thunder
ضربات رعد
the bass thumps through the speakers at the concert.
صدای بیس از بلندگوها در کنسرت به گوش میرسد.
he felt his heart thump in his chest when he saw her.
وقتی او را دید، ضربان قلبش در سینهاش احساس میشد.
the rain thumps against the roof, creating a soothing sound.
باران به سقف برخورد میکند و صدایی آرامبخش ایجاد میکند.
she thumps the table to get everyone's attention.
او به دست زدن روی میز تلاش میکند تا توجه همه را جلب کند.
the basketball thumps on the court as he dribbles.
توپ بسکتبال در زمین با دریبل کردن او برخورد میکند.
he thumps his fist on the desk in frustration.
او در حالی که ناامید است، مشتش را روی میز میکوبد.
the music thumps loudly, making it hard to think.
موسیقی با صدای بلند پخش میشود و فکر کردن را دشوار میکند.
she could hear the thumps of footsteps approaching.
او میتوانست صدای قدمها را بشنود که نزدیک میشدند.
the thumps of the drums echoed through the hall.
صدای طبلها در سالن طنینانداز میشد.
he thumped the book down on the table in anger.
او با عصبانیت کتاب را روی میز کوبید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید