lambasting critics
سرزنش منتقدان
lambasting policies
سرزنش سیاستها
lambasting decisions
سرزنش تصمیمات
lambasting opponents
سرزنش حریفان
lambasting actions
سرزنش اقدامات
lambasting leaders
سرزنش رهبران
lambasting statements
سرزنش اظهارات
lambasting failures
سرزنش شکستها
lambasting practices
سرزنش روشها
the critic was lambasting the new movie for its poor plot.
منتقد به شدت فیلم جدید را به دلیل طرح ضعیف آن مورد انتقاد قرار داد.
she didn't hold back, lambasting the team's performance in the last match.
او دریغ نکرد و عملکرد تیم را در آخرین مسابقه به شدت مورد انتقاد قرار داد.
the politician faced severe lambasting from the media after the scandal.
سیاستمدار پس از رسوایی، مورد انتقاد شدید رسانه ها قرار گرفت.
his lambasting of the proposal surprised everyone at the meeting.
انتقاد شدید او از پیشنهاد، همه را در جلسه غافلگیر کرد.
the professor was lambasting the students for their lack of effort.
استاد دانشجویان را به دلیل نداشتن تلاش مورد انتقاد قرار داد.
after the presentation, he received lambasting from his peers.
پس از ارائه، او از همکارانش مورد انتقاد قرار گرفت.
the article was lambasting the government's handling of the crisis.
مقاله نحوه رسیدگی دولت به بحران را مورد انتقاد قرار داد.
her lambasting remarks about the policy changes went viral.
اظهارات انتقادآمیز او در مورد تغییرات سیاست ها به سرعت در فضای مجازی منتشر شد.
the coach's lambasting of the players motivated them to train harder.
انتقاد شدید مربی از بازیکنان باعث شد آنها برای تمرین بیشتر تلاش کنند.
in his speech, he was lambasting the corruption in the system.
در سخنرانی خود، او فساد در سیستم را مورد انتقاد قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید