berating someone publicly
مقابله با کسی به صورت علنی
a berating lecture
سخنرانی تنبیهآمیز
subject to berating
موضوع انتقاد و سرزنش
receiving a berating
دریافت انتقاد و سرزنش
berating oneself
سرزنش خود
under berating criticism
تحت انتقاد شدید
she was berating him for being late.
او او را به دلیل دیر رسیدن سرزنش میکرد.
the teacher was berating the students for not studying.
معلم دانشآموزان را به دلیل درس نخواندن سرزنش میکرد.
he couldn't handle her berating tone.
او نمیتوانست با لحن سرزنشآمیز او کنار بیاید.
they were berating the government for its lack of action.
آنها دولت را به دلیل نداشتن اقدام سرزنش میکردند.
after berating his team, he decided to apologize.
پس از سرزنش تیم خود، تصمیم گرفت عذرخواهی کند.
she felt hurt after being berated by her boss.
او بعد از اینکه رئیسش او را سرزنش کرد، احساس ناراحتی کرد.
the manager was berating the employee for poor performance.
مدیر کارمند را به دلیل عملکرد ضعیف سرزنش میکرد.
he was berating himself for making such a mistake.
او خود را به دلیل انجام چنین اشتباهی سرزنش میکرد.
berating others rarely leads to positive outcomes.
سرزنش دیگران به ندرت منجر به نتایج مثبت میشود.
she stopped berating him and started listening instead.
او از سرزنش او دست برداشت و به جای آن گوش دادن را شروع کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید