memory lapse
از دست دادن حافظه
time lapse
فاصله زمانی
mental lapse
اشتباه ذهنی
lapse in judgment
اشتباه در قضاوت
lapse of concentration
کاهش تمرکز
temporary lapse
وقفه موقت
lapse of time
گذشت زمان
lapse of memory
از دست دادن حافظه
lapse into
لغزش به
lapse from virtue
انحراف از فضیلت
a lapse into barbarism.
یک لغزش به سمت وحشیگری
a lapse in the conversation.
یک وقفه در گفتگو
a lapse of the tongue
لغزش زبان
to lapse into silence
وارد سکوت شدن
a lapse of memory; a lapse in judgment.
یک فراموشی لحظهای؛ یک لغزش در قضاوت
a momentary lapse of concentration.
یک وقفه کوتاه در تمرکز
a lapse from grace.
یک افتادن از فضیلت.
to lapse into unconsciousness
وارد بی هوشی شدن
there was a considerable lapse of time between the two events.
فاصله قابل توجهی از زمان بین دو رویداد وجود داشت.
the girls lapsed into French.
دختران به زبان فرانسه روی آوردند.
lapse from good virtue into vice
افت از فضیلت به گناه
after a lapse of several years
پس از گذشت چند سال
a lapsed Catholic; a lapsed club member.
یک کاتولیک غیرفعال؛ یک عضو غیرفعال باشگاه
lapse into bad habits; a team that lapsed into mediocrity halfway through the season.
وارد عادتهای بد شدن؛ یک تیم که در نیمه فصل به посредственность افتاد.
a lapse of concentration in the second set cost her the match.
یک لحظه غفلت در ست دوم باعث شکست او شد.
tracing his lapse into petty crime.
ردیابی لغزش او به سمت جرمهای جزئی.
the country has lapsed into chaos.
کشور دچار هرج و مرج شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید