err

[ایالات متحده]/ɜː(r)/
[بریتانیا]/er/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اشتباه کردن؛ کار اشتباهی انجام دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

human error

خطای انسانی

trial and error

روش آزمون و خطا

error message

پیام خطا

margin of error

حاشیه خطای

جملات نمونه

It's easy to err when you're tired.

وقتی خسته هستید، اشتباه کردن آسان است.

He tends to err on the side of caution.

او معمولاً در سمت احتیاط اشتباه می کند.

I made an err in judgment.

من در قضاوت اشتباه کردم.

To err is human, to forgive divine.

اشتباه کردن انسانی است، بخشش الهی.

She erred in her calculations.

او در محاسبات خود اشتباه کرد.

The computer program is designed to catch any err.

برنامه کامپیوتری برای به دام انداختن هر اشتباه طراحی شده است.

The teacher pointed out the err in the student's essay.

معلم اشتباه در مقاله دانش آموز را نشان داد.

He erratically changed his mind multiple times.

او بارها و بارها به طور غیرقابل پیش بینی نظر خود را تغییر داد.

The company apologized for the err in their billing statement.

شرکت از اشتباه در صورتحساب خود عذرخواهی کرد.

She tried to err on the side of honesty in her dealings.

او سعی کرد در معاملات خود در سمت صداقت اشتباه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید