lightheartedly

[ایالات متحده]/'laɪt'hɑrtɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بی‌خیال و شاداب

جملات نمونه

She approached the situation lightheartedly.

او با روحیه ای سرزنده با این وضعیت روبرو شد.

He told the joke lightheartedly, making everyone laugh.

او با روحیه ای سرزنده شوخی کرد و باعث خنده همه شد.

They chatted lightheartedly over a cup of coffee.

آنها در حالی که یک فنجان قهوه می نوشیدند، با روحیه ای سرزنده گپ زدند.

The children played lightheartedly in the park.

کودکان با روحیه ای سرزنده در پارک بازی کردند.

She took the feedback lightheartedly and used it to improve.

او بازخورد را با روحیه ای سرزنده پذیرفت و از آن برای بهبود استفاده کرد.

They danced lightheartedly at the party.

آنها با روحیه ای سرزنده در مهمانی رقصیدند.

The friends joked lightheartedly with each other.

دوستان با روحیه ای سرزنده با یکدیگر شوخی کردند.

The team worked lightheartedly to meet the deadline.

تیم با روحیه ای سرزنده برای رسیدن به مهلت مقرر کار کرد.

She tackled the challenge lightheartedly, not letting it overwhelm her.

او با روحیه ای سرزنده با چالش مقابله کرد و اجازه نداد که او را تحت فشار قرار دهد.

He approached the project lightheartedly, bringing creativity and fun.

او با روحیه ای سرزنده به پروژه نزدیک شد و خلاقیت و سرگرمی را به ارمغان آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید