get in line
وارد صف شوید
waiting in line
منتظر در صف بودن
form a line
تشکیل صف
stand in line
در صف بایستید
lined up
در صف
lined pipe
لوله با پوشش
glass lined
با پوشش شیشه ای
The path was lined with laurels.
مسیر با چمنهای همیشه سبز پوشیده شده بود.
a cloak lined with fur
یک شنل با آستر خز
willows lined the riverbank.
درختان توسا حاشیه رودخانه را پوشانده بودند.
a grid of tree-lined streets.
شبکهای از خیابانهای با درختان
a thin woman with a lined face.
یک زن لاغر با صورتی خطخطی.
a basket lined with polythene.
یک سبد با روکش پلیتین
lined out to shortstop.
به سمت شوت استاپ خطکشی شد.
a coat lined with fur.
یک کت آستری با خز.
They lined up six abreast.
آنها در شش ردیف در کنار هم ایستادند.
The crowds lined the street.
جمعیت در امتداد خیابان صف کشیده بودند.
Strong cloth lined the trunk.
پارچه محکم صندوق را پوشاند.
The path to the house is lined with bushes.
مسیر به خانه با بوته ها پوشیده شده است.
The coat is lined with silk.
کت با ابریشم آستری شده است.
tree-lined avenues surround the hotel.
كوچههای پوشیده از درختان هتل را احاطه کردهاند.
the attractive tree-lined road bespoke money.
جاده جذاب با درختان، ثروت را نشان میداد.
a processional route lined by people waving flags.
مسیر راهپیمایی که با افرادی که پرچم تکان می دادند پوشیده شده بود.
hundreds of telegrams lined the walls.
صدها تلگرام دیوارها را پوشانده بودند.
Small stalls lined the alley.
غرفه های کوچک در امتداد کوچه قرار داشتند.
lined up considerable support for the bill.
حمایت قابل توجهی برای این لایحه جلب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید