lined

[ایالات متحده]/laɪnd/
[بریتانیا]/laɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای آستر؛ دارای خطوط
v. پر کردن؛ تشکیل خط

عبارات و ترکیب‌ها

get in line

وارد صف شوید

waiting in line

منتظر در صف بودن

form a line

تشکیل صف

stand in line

در صف بایستید

lined up

در صف

lined pipe

لوله با پوشش

glass lined

با پوشش شیشه ای

جملات نمونه

The path was lined with laurels.

مسیر با چمن‌های همیشه سبز پوشیده شده بود.

a cloak lined with fur

یک شنل با آستر خز

willows lined the riverbank.

درختان توسا حاشیه رودخانه را پوشانده بودند.

a grid of tree-lined streets.

شبکه‌ای از خیابان‌های با درختان

a thin woman with a lined face.

یک زن لاغر با صورتی خط‌خطی.

a basket lined with polythene.

یک سبد با روکش پلیتین

lined out to shortstop.

به سمت شوت استاپ خط‌کشی شد.

a coat lined with fur.

یک کت آستری با خز.

They lined up six abreast.

آنها در شش ردیف در کنار هم ایستادند.

The crowds lined the street.

جمعیت در امتداد خیابان صف کشیده بودند.

Strong cloth lined the trunk.

پارچه محکم صندوق را پوشاند.

The path to the house is lined with bushes.

مسیر به خانه با بوته ها پوشیده شده است.

The coat is lined with silk.

کت با ابریشم آستری شده است.

tree-lined avenues surround the hotel.

كوچه‌های پوشیده از درختان هتل را احاطه کرده‌اند.

the attractive tree-lined road bespoke money.

جاده جذاب با درختان، ثروت را نشان می‌داد.

a processional route lined by people waving flags.

مسیر راهپیمایی که با افرادی که پرچم تکان می دادند پوشیده شده بود.

hundreds of telegrams lined the walls.

صدها تلگرام دیوارها را پوشانده بودند.

Small stalls lined the alley.

غرفه های کوچک در امتداد کوچه قرار داشتند.

lined up considerable support for the bill.

حمایت قابل توجهی برای این لایحه جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید