queued

[ایالات متحده]/kjuːd/
[بریتانیا]/kjuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی صف؛ در صف منتظر بودن؛ برای انتظار به صف مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

queued items

اقلام صفشوینیییی

queued requests

درخواستشه؁یشنیییی

queued messages

پیامشه؁یشنیییی

queued tasks

وظایف صفشوینیییی

queued jobs

کارمریشنیییی

queued connections

اتصالات صفشوینیییی

queued downloads

دانلودهای صفشوینیییی

queued orders

سفارشه؁یشنیییی

queued updates

بهرورسیشنیییی

جملات نمونه

the customers queued outside the store before it opened.

مشتریان قبل از باز شدن مغازه در خارج از آن صف کشیدند.

she queued for hours to buy concert tickets.

او برای خرید بلیط کنسرت ساعت‌ها صف کشید.

we queued up to get our food at the festival.

ما برای دریافت غذا در جشنواره صف کشیدیم.

they queued for the bus in the pouring rain.

آنها در باران شدید برای اتوبوس صف کشیدند.

the students queued to enter the examination hall.

دانشجویان برای ورود به سالن امتحان صف کشیدند.

he queued behind his friends at the amusement park.

او پشت دوستانش در شهربازی صف کشید.

the tickets were sold out, so we queued for the next show.

بلیط‌ها تمام شده بودند، بنابراین ما برای نمایش بعدی صف کشیدیم.

queues formed quickly at the popular food truck.

صف‌ها به سرعت در کنار کامیون غذا محبوب تشکیل شدند.

she patiently queued to get her favorite dessert.

او با حوصله برای گرفتن دسر مورد علاقه اش صف کشید.

they queued for the new smartphone release.

آنها برای عرضه گوشی هوشمند جدید صف کشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید