queued items
اقلام صفشوینیییی
queued requests
درخواستشهیشنیییی
queued messages
پیامشهیشنیییی
queued tasks
وظایف صفشوینیییی
queued jobs
کارمریشنیییی
queued connections
اتصالات صفشوینیییی
queued downloads
دانلودهای صفشوینیییی
queued orders
سفارشهیشنیییی
queued updates
بهرورسیشنیییی
the customers queued outside the store before it opened.
مشتریان قبل از باز شدن مغازه در خارج از آن صف کشیدند.
she queued for hours to buy concert tickets.
او برای خرید بلیط کنسرت ساعتها صف کشید.
we queued up to get our food at the festival.
ما برای دریافت غذا در جشنواره صف کشیدیم.
they queued for the bus in the pouring rain.
آنها در باران شدید برای اتوبوس صف کشیدند.
the students queued to enter the examination hall.
دانشجویان برای ورود به سالن امتحان صف کشیدند.
he queued behind his friends at the amusement park.
او پشت دوستانش در شهربازی صف کشید.
the tickets were sold out, so we queued for the next show.
بلیطها تمام شده بودند، بنابراین ما برای نمایش بعدی صف کشیدیم.
queues formed quickly at the popular food truck.
صفها به سرعت در کنار کامیون غذا محبوب تشکیل شدند.
she patiently queued to get her favorite dessert.
او با حوصله برای گرفتن دسر مورد علاقه اش صف کشید.
they queued for the new smartphone release.
آنها برای عرضه گوشی هوشمند جدید صف کشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید