loaded with
بار شده با
loaded gun
تفنگ بارگذاری شده
loaded question
سوال بارگذاری شده
fully loaded
کاملاً بارگذاری شده
loaded dice
تاس های بارگذاری شده
loaded language
زبان بارگذاری شده
loaded baked potato
سیب زمینی پخته بارگذاری شده
loaded fries
سیب زمینی سرخ کرده بارگذاری شده
spring loaded
فنری بارگذاری شده
was loaded with worries.
با نگرانی ها پر شده بود.
They front-loaded their tax deductions.
آنها کسورات مالیاتی خود را از قبل پیشپردازی کردند.
a heavily loaded freight train.
یک قطار باری سنگین.
loaded the table with food.
میز را با غذا پر کردند.
loaded tape into the recorder.
نوار را در ضبطکننده بارگذاری کردند.
loaded the question to trick the witness.
سوال را به گونهای طراحی کردند تا شاهد را فریب دهند.
a wagon loaded with household trumpery
یک واگن پر از وسایل غیرضروری خانگی.
not merely rich but loaded;
نه فقط ثروتمند، بلکه بسیار ثروتمند.
We loaded the truck with bananas.
ما کامیون را با موز پر کردیم.
They loaded the lorry up.
آنها کامیون را پر کردند.
The barge was loaded up with coal.
کشتی باری با زغال سنگ پر شده بود.
They loaded the ship with coal.
آنها کشتی را با زغال سنگ پر کردند.
The cart was loaded with fruit.
گاری با میوه پر شده بود.
Are you loaded?; Have you had your gun loaded?
آیا پولدار هستی؟؛ آیا تفنگت پر شده است؟
the trees are loaded with blushing blossoms.
درختان مملو از گل های سرخ هستند.
stolen property from a burglary was loaded into a taxi.
وسایل مسروقه از یک سرقت به یک تاکسی منتقل شد.
Elaine was loaded down with bags full of shopping.
الین با کیسههای پر از خرید بارگذاری شده بود.
your average chocolate bar is loaded with fat.
یک شکلات معمولی پر از چربی است.
a trick like the one with the loaded dice.
یک ترفند مانند ترفند تاسهای پر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید