packed with people
پر از مردم
packed lunch
ناهار بستهبندی شده
packed schedule
برنامه فشرده
packed with tourists
پر از گردشگران
packed tightly
به شدت فشرده
packed bags
کیفهای بستهبندی شده
packed concert
کنسرت پرجمعیت
packed bed
بستر بستهبندی شده
packed column
ستون پر شده
packed tower
برج پرجمعیت
closely packed
بسته بندی شده به صورت نزدیک
packed like sardines
مثل ماهی تن کنسرو شده
packed goods
کالاهای بستهبندی شده
be packed with
پر باشد از
a packed-out stadium
یک استادیوم پر شده
a road that was jam-packed with vehicles.
جادهای که مملو از خودرو بود.
the cake is packed with spices.
کیک پر از ادویه است.
packed the fruit in jars.
میوه ها را در شیشه ها بستهبندی کردند.
packed the clay and straw into bricks.
خاک رس و کاه را در آجرها فشرده کرد.
a thrill-packed television series.
یک مجموعه تلویزیونی هیجان انگیز
Prase are packed with TNT.
پرسه ها با TNT پر شده اند.
The goods are packed in canvas.
کالاها در بوم بستهبندی شده اند.
They packed their bags and left.
آنها چمدان های خود را بستند و رفتند.
The bus was packed with people.
اتوبوس پر از مردم بود.
The audience packed the hall.
تماشاگران سالن را پر کردند.
The motor packed up.
موتور از کار افتاد.
The hall was packed out for the concert.
سالن برای کنسرت پر بود.
The road was packed with refugees.
جاده پر از آوارگان بود.
The goods are to be packed in strong seaworthy wooden cases.
کالاها باید در جعبه های چوبی ضد آب و محکم بسته بندی شوند.
an action-packed programme of events.
یک برنامه پر از رویدادهای هیجان انگیز
packed the children's games in the car.
بازی های کودکان را در ماشین بستهبندی کردند.
trains were jam-packed with holidaymakers.
قطارها مملو از مسافران تعطیلات بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید