fidelity

[ایالات متحده]/fɪ'delɪtɪ/
[بریتانیا]/fɪ'dɛləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وفاداری; صداقت; مسئولیت; دقت.

عبارات و ترکیب‌ها

high fidelity

صدای با کیفیت بالا

acoustic fidelity

وفاداری صوتی

fidelity fund

صندوق حفظ اعتبار

جملات نمونه

loyalty and fidelity are important in a relationship

وفاداری و درستکاری در یک رابطه مهم هستند.

she questioned his fidelity after finding suspicious messages

او پس از یافتن پیام های مشکوک، درستکاری او را زیر سوال برد.

the dog showed unwavering fidelity to its owner

سگ وفاداری بی دریغ به صاحب خود نشان داد.

fidelity to the original design is crucial in architecture

وفاداری به طرح اصلی در معماری بسیار مهم است.

financial fidelity is crucial for a successful business partnership

درستکاری مالی برای یک مشارکت تجاری موفق بسیار مهم است.

maintaining fidelity to the company's values is important for employees

حفظ وفاداری به ارزش های شرکت برای کارکنان مهم است.

the artist's fidelity to the source material was evident in the painting

وفاداری هنرمند به منبع الهام در نقاشی آشکار بود.

a marriage built on trust and fidelity is more likely to last

ازدواجی که بر اساس اعتماد و وفاداری بنا شده است، احتمالاً بیشتر ماندگاری خواهد داشت.

the book club members discussed the fidelity of the movie adaptation

اعضای باشگاه کتاب در مورد وفاداری اقتباس فیلم بحث کردند.

the soldier's fidelity to his country was unwavering

وفاداری سرباز به کشورش بی دریغ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید