marry

[ایالات متحده]/'mærɪ/
[بریتانیا]/'mæri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

- vt. به عنوان همسر خود گرفتن; شوهر یا همسر شدن
- vi. شوهر و زن شدن; ازدواج کردن

عبارات و ترکیب‌ها

get married

ازدواج کردن

marry him

با او ازدواج کن

marry into

ازدواج کردن به خانواده

marry up

ازدواج با کسی از طبقه بالاتر

جملات نمونه

marry a different girl on the rebound

از روی خشم با یک زن دیگر ازدواج کن

You cannot marry that young upstart!

نمی‌توانی با آن جوان بی‌احترام ازدواج کنی!

If only she could marry me!

ای کاش او با من ازدواج می‌کرد!

the show marries poetry with art.

نمایش شعر را با هنر پیوند می زند.

I'm not the marrying kind .

من اهل ازدواج نیستم.

he's set on marrying that girl.

او مصمم است که با آن دختر ازدواج کند.

Let the flavors marry overnight.

اجازه دهید طعم ها یک شبه با هم ترکیب شوند.

she would marry well or not at all.

یا خوب ازدواج می کرد یا اصلاً ازدواج نمی کرد.

It is easier to marry than unmarry.

از ازدواج کردن، طلاق گرفتن راحت‌تر است.

I am going to marry John.

من قصد ازدواج با جان را دارم.

Marry in haste, and repent at leisure.

با عجله ازدواج کنید و بعداً پشیمان شوید.

He will end by marrying her.

در نهایت او را به همسری خواهد گرفت.

John is going to marry Mary.

جان قصد ازدواج با مری را دارد.

She wants to marry a millionaire.

او می خواهد با یک میلیونر ازدواج کند.

The princess was ostracised for marrying a rich bourgeois.

شاهزاده به دلیل ازدواج با یک بورژوا ثروتمند طرد شد.

Speculation was rife as to whom the prince might marry.

حدس و گمان زیادی وجود داشت که شاهزاده با چه کسی ازدواج خواهد کرد.

the dumb bunny wanted to marry me.

خرس پف‌دار می‌خواست با من ازدواج کند.

she aspired to marry the heir to the throne.

او خواهان ازدواج با وارث تاج و تخت بود.

نمونه‌های واقعی

You've told me you're going to marry soon.

شما به من گفته‌اید که به زودی ازدواج خواهید کرد.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

My brother is getting married this November.

برادر من این نوامبر ازدواج می‌کند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

One of my sisters is getting married.

یکی از خواهران من ازدواج می‌کند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

A few weeks later, we got married.

چند هفته بعد، ما ازدواج کردیم.

منبع: Out of Control Season 3

Is that why she got married again?

آیا به همین دلیل او دوباره ازدواج کرد؟

منبع: Volume 2

Less than a year later, he married.

کمتر از یک سال بعد، او ازدواج کرد.

منبع: Bloomberg Businessweek

" So why did your mother marry Phil? "

" پس چرا مادرتت با Phil ازدواج کرد؟"

منبع: Twilight: Eclipse

Elon Musk has been married two times.

ایلون ماسک دو بار ازدواج کرده است.

منبع: The legendary stories of business tycoons.

In 1878, her youngest sister May got married.

در سال 1878، خواهر کوچکترش می ازدواج کرد.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Overseas Edition)

It doesn't mean you will get married.

به این معنی نیست که شما ازدواج خواهید کرد.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید