wedding ceremony
تشریفات عروسی
wedding vows
متعهد بودن
a style that weds form and function.
سبکی که فرم و عملکرد را با هم ترکیب میکند.
he was to wed the king's daughter.
قرار بود او با دختر شاه ازدواج کند.
they wed a week after meeting.
آنها یک هفته پس از ملاقات با هم ازدواج کردند.
will you wed your daughter to him?.
آیا شما دختر خود را به او تزواج خواهید داد؟
wed one's daughter to sb.
دختر خود را به کسی تزواج دادن.
Confetti showered down on the newly-weds.
تهیهگاه بر روی عروس و داماد جدید ریخته شد.
The couple eventually wed after three year engagement.
زوج پس از یک دوره نامزدی سه ساله سرانجام با هم ازدواج کردند.
the newly-weds jetted off for a honeymoon in New York.
زوجهای تازه عروس برای گذراندن تعطیلات بعد از عروسی به نیویورک رفتند.
after a three-month engagement, they were wed in London.
پس از سه ماه تعهد، آنها در لندن ازدواج کردند.
in this album he weds an excellent programme with a distinctive vocal style.
در این آلبوم، او یک برنامه عالی را با سبک خوانندگی خاص ترکیب میکند.
Better marry/wed over the midden than over the moor.
بهتر است با کسی ازدواج کنید که در کنار خاکستر وجود دارد تا کسی که در کنار منبع.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید