maximize

[ایالات متحده]/ˈmæksɪmaɪz/
[بریتانیا]/ˈmæksɪmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را به بزرگترین یا عالی ترین حد ممکن برسانید، از (چیزی) حداکثر استفاده را ببرید

عبارات و ترکیب‌ها

maximize efficiency

حداکثر کردن کارایی

maximize profit

حداکثر کردن سود

maximize potential

حداکثر کردن پتانسیل

maximize productivity

حداکثر کردن بهره‌وری

maximize button

حداکثر کردن دکمه

جملات نمونه

the company was aiming to maximize profits.

شرکت هدف خود را به حداکثر رساندن سود داشت.

a thriller that maximizes the potential of its locations.

یک تریلر که پتانسیل مکان‌های آن را به حداکثر می‌رساند.

Samantha:Fine! You want to play tetherball,I hope you don't mind if I play FIREball! Maximized Fireball!

سامانتا: باشه! شما می‌خواهید بازی تنیس‌بال را انجام دهید، امیدوارم مهم نباشد که من بازی آتش‌بال را انجام دهم! آتش‌بال به حداکثر رسانده شده!

I felt my way in the new position , to be responsible for my work;I was energic in creation and surmounted the personalist the parochial self-interest to maximize the whole interest;

من در موقعیت جدید خودم راه خود را پیدا کردم، مسئولیت کارم را بر عهده داشتم؛ من در خلق و خورشید پرانرژی بودم و بر خودخواهی شخصی و منافع محلی غلبه کردم تا کل منافع را به حداکثر برسانم.

When cutting most pleochroic gemstones (Iolite, Tanzanite, Kunzite etc.), lapidaries typically try to minimize the pleochroism and maximize the single most prominent color.

هنگام برش بیشتر سنگ‌های قیمتی پلئوکرومیک (ایولیت، تانزانیت، کونزیت و غیره)، تراش‌گران معمولاً سعی می‌کنند پلئوکرومیسم را به حداقل برسانند و رنگ برجسته‌ترین را به حداکثر برسانند.

We need to maximize our productivity in order to meet the deadline.

ما باید بهره‌وری خود را به حداکثر برسانیم تا بتوانیم مهلت مقرر را رعایت کنیم.

The company aims to maximize its profits by cutting costs.

شرکت هدف خود را به حداکثر رساندن سود خود با کاهش هزینه‌ها دارد.

She wants to maximize her workout routine to see faster results.

او می‌خواهد روتین تمرینی خود را به حداکثر برساند تا نتایج سریع‌تری ببیند.

To succeed in the project, we must maximize our resources efficiently.

برای موفقیت در پروژه، ما باید منابع خود را به طور کارآمد به حداکثر برسانیم.

The goal is to maximize customer satisfaction by providing excellent service.

هدف به حداکثر رساندن رضایت مشتری از طریق ارائه خدمات عالی است.

He tries to maximize his potential by constantly learning and improving.

او سعی می‌کند با یادگیری و بهبود مداوم، پتانسیل خود را به حداکثر برساند.

In order to maximize your savings, consider investing in a high-interest account.

برای به حداکثر رساندن پس‌انداز خود، سرمایه‌گذاری در یک حساب با سود بالا را در نظر بگیرید.

To maximize the flavor of the dish, add fresh herbs and spices.

برای به حداکثر رساندن طعم غذا، سبزیجات و ادویه‌های تازه اضافه کنید.

The key to success is to maximize your strengths and work on your weaknesses.

کلید موفقیت به حداکثر رساندن نقاط قوت شما و کار بر روی نقاط ضعف شماست.

To achieve your goals, you must learn how to maximize your time and efforts.

برای دستیابی به اهداف خود، باید یاد بگیرید که چگونه زمان و تلاش خود را به حداکثر برسانید.

نمونه‌های واقعی

That would maximize oxygen for optimal combustion.

آن کار باعث افزایش اکسیژن برای احتراق بهینه خواهد شد.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 9

B) The ability to maximize work efficiency.

ب) توانایی به حداکثر رساندن کارایی کاری.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

Genes exist only to maximize their chances of survival and reproduction.

ژنتیک تنها برای به حداکثر رساندن شانس بقا و تولید مثل وجود دارد.

منبع: BBC Listening Collection May 2015

Its perpetrators clearly wanted to maximize casualties.

به وضوح، عاملان آن قصد داشتند تلفات را به حداکثر برسانند.

منبع: BBC Listening Collection November 2015

Chief scientist Joan Girona says efficiency to be maximized.

به گفته دانشمند ارشد، ژوان گیِرونا، کارایی باید به حداکثر برسد.

منبع: CNN 10 Student English May 2023 Compilation

The authors decided that the photorealism of the output image is to be maximized.

نویسندگان تصمیم گرفتند که واقع‌گرایی بصری تصویر خروجی باید به حداکثر برسد.

منبع: Two-Minute Paper

This will maximize the benefits and minimize the downsides of being a team player.

این کار باعث به حداکثر رساندن مزایا و به حداقل رساندن معایب یک بازیکن تیمی خواهد شد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

The Belt and Road Initiative has helped maximize the potential.

طرح کمربند و جاده به تحقق پتانسیل کمک کرده است.

منبع: CRI Online May 2019 Collection

My first agent Leonard Armato, who taught me how to maximize my potential, thank you Leonard.

اولین نماینده من، لئونارد آرماتو، که به من یاد داد چگونه پتانسیل خود را به حداکثر برسانم، متشکرم لئونارد.

منبع: NBA Star Speech Collection

Time flies so maximize these moments lovely people.

زمان می‌گذرد، پس این لحظات را برای افراد دوست‌داشتنی به حداکثر برسانید.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید