mend

[ایالات متحده]/mend/
[بریتانیا]/mend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تعمیر کردن یا اصلاح کردن; بهبود بخشیدن; تغییر دادن
vi. بهبود یافتن یا بهتر شدن
n. بهبود یا تعمیر; مکانی که چیزی در آن تعمیر یا اصلاح می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

mend a relationship

ترمیم یک رابطه

mend a fence

ترمیم حصار

mend broken items

ترمیم وسایل شکسته

on the mend

در حال بهبودی

mend one's fences

ترمیم حصارها

جملات نمونه

The patient is mending well.

بیمار به خوبی در حال بهبودی است.

did a neat mend on the sock.

یک وصله تمیز روی جوراب انجام داد.

The patient is mending nicely.

بیمار به خوبی در حال بهبودی است.

Things will mend in time.

همه چیز به مرور زمان بهتر خواهد شد.

The fishermen are mending their nets.

ماهیگیران در حال تعمیر تورهای خود هستند.

workmen were mending faulty cabling.

کابلهای معیوب توسط کارگران در حال تعمیر بودند.

a patch was used to mend the garment.

برای تعمیر لباس از وصله‌ای استفاده شد.

on the mend after a stomach operation.

پس از عمل جراحی معده در حال بهبودی است.

The bone mended in a month.

استخوان در عرض یک ماه ترمیم شد.

You can't tell where the mend is.

نمی‌توانید بفهمید وصله در کجا قرار دارد.

He should mend his manners.

او باید رفتارش را اصلاح کند.

The mends were almost invisible.

وصله‌ها تقریباً نامرئی بودند.

You should mend your manners.

شما باید رفتارتان را اصلاح کنید.

The torn page is mended with tape.

صفحه پاره با نوار چسب ترمیم شده است.

He was anxious to mend the rift between the two men.

او مضطرب بود تا شکاف بین دو مرد را ترمیم کند.

quarrels could be mended by talking.

اختلافات را می‌توان با صحبت کردن حل کرد.

We let the mending accumulate until Wednesday.

ما اجازه دادیم تعمیرات تا روز چهارشنبه انباشته شوند.

Ask your old man if he can mend it.

از پدرتان بپرسید اگر بتواند آن را تعمیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید