restore

[ایالات متحده]/rɪˈstɔː(r)/
[بریتانیا]/rɪˈstɔːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

- vt. تعمیر کردن; بهبود یافتن; بازگشتن
- vi. به حالت اولیه خود بازگشتن; بهبود یافتن.

عبارات و ترکیب‌ها

restore old photographs

بازسازی عکس‌های قدیمی

backup and restore

پشتیبان‌گیری و بازگردانی

جملات نمونه

restore an old castle

بازسازی یک قلعه قدیمی

restore sb. to consciousness

بازگرداندن کسی به هوش

restore sb. to life

بازگرداندن کسی به زندگی

restore the book to the shelf

بازگرداندن کتاب به قفسه

restore law and order.

قانون و نظم را بازگردانید.

restore the emperor to the throne.

امپراتور را به تاج و تخت بازگردانید.

restore the stolen funds.

بازگرداندن وجوه دزدیده شده.

to restore stolen property

برای بازگرداندن اموال مسروقه

police action to restore peace.

اقدام پلیس برای بازگرداندن صلح.

restore an extinct kind of animal

بازگرداندن یک گونه حیوان منقرض

this restores one's faith in politicians.

این باعث بازگشت ایمان مردم به سیاستمداران می‌شود.

he was restored to health.

او به سلامتی بازگشت.

the effort to restore him to office isn't working.

تلاش برای بازگرداندن او به مقام، جوابگو نیست.

restore sb. to his old post

بازگرداندن کسی به سمت قبلی‌اش

a rigorous program to restore physical fitness.

یک برنامه سختگیرانه برای بازگرداندن آمادگی جسمانی.

A good rest will restore you to health.

یک استراحت خوب شما را به سلامتی باز می‌گرداند.

The city was finally restored to tranquility.

شهر سرانجام به آرامش بازگشت.

the need to restore investor confidence

نیاز به بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران

They brought in new tax laws in a bid to restore their popularity.

آنها قوانین مالیاتی جدیدی را برای بازگرداندن محبوبیت خود معرفی کردند.

the government restored confidence in the housing market.

دولت اعتماد به بازار مسکن را بازگرداند.

نمونه‌های واقعی

They want the relationships to be restored.

آنها می خواهند روابط دوباره برقرار شوند.

منبع: BBC Listening March 2016 Compilation

They're working primarily on first restoring phone lines, restoring fuel supplies, electricity.

آنها عمدتاً در حال تلاش برای بازگرداندن خطوط تلفن، تأمین سوخت و برق هستند.

منبع: NPR News August 2018 Compilation

Now though, the statue has been restored and unveiled today.

با این حال، مجسمه امروز بازسازی و رونمایی شد.

منبع: BBC Listening December 2014 Collection

Power has largely been restored across Argentina.

به طور کلی برق در سراسر آرژانتین بازگردانده شده است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2023

By 2005, relative calm had been restored.

تا سال 2005، آرامش نسبی برقرار شده بود.

منبع: CNN Selected January 2016 Collection

A. the soldiers' true colors can be restored.

الف. رنگ واقعی سربازان می تواند دوباره به دست آید.

منبع: Specialist to Bachelor's Degree Reading Exam Questions

Sleep is the time when our bodies and minds are rested and restored.

خواب زمانی است که بدن و ذهن ما استراحت کرده و بازسازی می شوند.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

The map of Sykes and Picot was once again restored.

نقشه سایکس و پیکوت بار دیگر بازسازی شد.

منبع: Realm of Legends

Over 110 maintenance personnel have been dispatched to restore electricity.

بیش از 110 پرسنل تعمیر و نگهداری برای بازگرداندن برق اعزام شده اند.

منبع: CRI Online March 2020 Collection

Today, parts of the river have been restored as a recreation area.

امروز، بخش‌هایی از رودخانه به عنوان یک منطقه تفریحی بازسازی شده است.

منبع: VOA Standard May 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید