misguide

[ایالات متحده]/mɪsˈɡaɪd/
[بریتانیا]/mɪsˈɡaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را به سمت اشتباه هدایت کردن؛ به کسی راهنمایی نادرست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

misguide others

گمراه کردن دیگران

misguide decisions

گمراه کردن تصمیمات

misguide actions

گمراه کردن اقدامات

misguide information

گمراه کردن اطلاعات

misguide choices

گمراه کردن انتخاب‌ها

misguide perceptions

گمراه کردن برداشت‌ها

misguide intentions

گمراه کردن مقاصد

misguide beliefs

گمراه کردن باورها

misguide paths

گمراه کردن مسیرها

misguide expectations

گمراه کردن انتظارات

جملات نمونه

the misleading information can misguide the audience.

اطلاعات گمراه کننده می‌تواند مخاطبان را گمراه کند.

don't let anyone misguide you in your decisions.

به کسی اجازه ندهید در تصمیمات خود شما را گمراه کند.

his intentions were good, but he ended up misguiding his team.

قصدش خوب بود، اما در نهایت تیم خود را گمراه کرد.

they often misguide students with false promises.

آنها اغلب با وعده‌های دروغین دانشجویان را گمراه می‌کنند.

it's easy to misguide someone if you're not careful.

اگر مراقب نباشید، گمراه کردن کسی آسان است.

be cautious, as some sources may misguide you.

احتیاط کنید، زیرا ممکن است برخی منابع شما را گمراه کنند.

misleading advertisements can misguide consumers.

تبلیغات گمراه کننده می‌تواند مصرف کنندگان را گمراه کند.

sometimes, well-meaning advice can misguide you.

گاهی اوقات، نصیحت‌های خیرخواهانه می‌تواند شما را گمراه کند.

he didn't mean to misguide anyone with his comments.

قصد نداشت با نظرات خود کسی را گمراه کند.

inaccurate data can easily misguide research findings.

داده‌های نادرست می‌توانند به راحتی نتایج تحقیقات را گمراه کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید