confuse

[ایالات متحده]/kənˈfjuːz/
[بریتانیا]/kənˈfjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را احساس عدم اطمینان یا ناتوانی در تفکر واضح کردن؛ باعث سردرگمی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

confuse with

گمراه کردن با

جملات نمونه

to confuse black and white

برای گیج کردن سیاه و سفید

to confuse Mr. A with Mr. B

برای گیج کردن آقای الف با آقای ب

a lot of people confuse a stroke with a heart attack.

بسیاری از مردم سکته مغزی را با حمله قلبی اشتباه می گیرند.

purchasers might confuse the two products.

خریداران ممکن است دو محصول را با هم اشتباه بگیرند.

We tried to confuse the enemy.

ما سعی کردیم دشمن را گیج کنیم.

I was confused by all the noise.

من به دلیل تمام سروصدا گیج شده بودم.

confused effusiveness with affection.

اشتها و علاقه را با یکدیگر اشتباه گرفت.

a confused set of instructions.

مجموعه ای گیج کننده از دستورالعمل ها.

hazy, fluffy thinking that only confused the matter.

فکر کردن مبهم و پف دار که فقط موضوع را گیج می کرد.

if you're confused, join the club!.

اگر گیج هستید، به جمع بپیوندید!

the confused information supplied by authorities.

اطلاعات گیج کننده ارائه شده توسط مقامات.

the sound of a sort of confused hammering and shouting.

صدای نوعی کوبیدن و فریاد زدن گیج.

he confused introspection with womanish indecision.

او تفکر درونی را با دودلی زنانه اشتباه گرفت.

heavy traffic that confused the novice driver;

ترافیک سنگین که راننده تازه‌کار را گیج کرد.

a confused mass of papers on the floor.

توده ای گیج کننده از کاغذها روی زمین.

The cook's helper slung the peeled potatoes into a huge enamel pot. See also Synonyms at confuse

کمک آشپز سیب زمینی های پوست شده را در یک دیگ بزرگ لعابی انداخت. همچنین به مترادف ها در گیج نگاه کنید

George paused, momentarily confused.

جرج مکث کرد، به طور لحظه ای گیج.

نمونه‌های واقعی

Asteroids are also called minor planets, not to be confused with dwarf planets like Pluto.

آب‌سنگ‌ها همچنین به عنوان سیاره‌های کوچک نیز شناخته می‌شوند، که نباید با سیاره‌های کوتوله مانند پلوتو اشتباه گرفته شود.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Those are the meteors, not to be confused with meteoroids or meteorites.

آنها شهاب‌سنگ‌ها هستند، که نباید با شهاب‌سنگ‌ها یا شهاب‌سنگ‌های زمینی اشتباه گرفته شود.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

But none of them should be confused with beauty itself.

اما هیچکدام از آنها نباید با خود زیبایی اشتباه گرفته شوند.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

And I think he must be confused.

و من فکر می‌کنم او باید گیج باشد.

منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)

They just were completely confused by it.

آنها کاملاً در برابر آن گیج بودند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

So just remember don't confuse the two.

پس فقط به یاد داشته باشید که دو مورد را با هم اشتباه نگیرید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Sometimes you may be confused with your feelings.

گاهی اوقات ممکن است با احساسات خود گیج شوید.

منبع: Psychology Mini Class

Must and have to always confuse English students.

باید و باید همیشه دانشجویان زبان انگلیسی را گیج می‌کند.

منبع: Sara's British English class

As you sit here, confused, let's look up again.

همانطور که اینجا نشسته اید و گیج هستید، دوباره نگاهی به بالا بیاندازیم.

منبع: Listening Digest

Lots of people do get confused by these two vowels.

بسیاری از مردم این دو حرف را گیج می‌کنند.

منبع: Elliot teaches British English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید