misted

[ایالات متحده]/mɪstɪd/
[بریتانیا]/mɪstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مه پوشاندن یا نامشخص کردن؛ اشک در چشم داشتن یا به وسیله اشک تار شدن؛ اسپری کردن مه بر روی (گیاهان)؛ مه آلود شدن

عبارات و ترکیب‌ها

misted glass

شیشه بخار گرفته

misted mirror

آینه بخار گرفته

misted window

پنجره بخار گرفته

misted air

هوای بخار گرفته

misted lens

لنز بخار گرفته

misted scenery

مناظر بخار گرفته

misted landscape

منظره بخار گرفته

misted vision

بینایی بخار گرفته

misted view

نمای بخار گرفته

misted breath

نفس بخار گرفته

جملات نمونه

the window was misted with condensation.

پنجره با رطوبت پوشیده شده بود.

her glasses misted up in the cold.

عینک او در سرما بخار کرد.

the mirror misted after the hot shower.

آینه بعد از دوش آب گرم بخار کرد.

he misted the plants to keep them hydrated.

او گیاهان را برای حفظ رطوبت آن‌ها آبپاشی کرد.

the landscape was misted in the early morning.

منظره در اوایل صبح با مه پوشیده شده بود.

the breath of the horse misted in the chilly air.

نفس اسب در هوای سرد بخار کرد.

she misted the canvas to create a soft effect.

او بوم نقاشی را آبپاشی کرد تا جلوه نرمی ایجاد کند.

the room was misted with a fragrant spray.

اتاق با یک اسپری خوشبو بخار کرد.

the view from the hill was misted in the distance.

منظره از تپه در دوردست با مه پوشیده شده بود.

as the sun rose, the valley was misted beautifully.

همانطور که خورشید طلوع می کرد، دره به زیبایی با مه پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید