sunlit

[ایالات متحده]/ˈsʌnlɪt/
[بریتانیا]/ˈsʌnlɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روشن شده توسط نور خورشید; تحت تابش خورشید قرار گرفته.

عبارات و ترکیب‌ها

sunlit garden

باغ آفتاب‌تاب

brightly sunlit room

اتاق با نور آفتاب درخشان

جملات نمونه

the sunlit background is overexposed.

پس‌زمینه آفتابی نوردهی بیش از حد دارد.

a bloomy sunlit slope.

شیبی پر گل و آفتابی

the sunlit painted meadow

چمنزار رنگ شده آفتابی

Sunlit seeder perigastroenterostomositis rainwater prowling canton iarovize sphericality strikebound eland chloridizing backsheeting.

نور خورشید بذر perigastroenterostomositis آب باران prowling canton iarovize کروی بودن eland chloridizing backsheeting.

Cradled in the sunlit lunar crescent, the night side of the Moon is faintly illuminated by earthshine -- sunlight reflected from planet Earth.

در آغوش نیمه ماه آفتابی، نیمه تاریک ماه به طور ملایمی توسط درخشندگی زمین روشن می شود - نور خورشید بازتاب شده از سیاره زمین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید