hazed

[ایالات متحده]/heɪzd/
[بریتانیا]/heɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با مه پوشاندن; آزار دادن یا اذیت کردن (به ویژه تازه واردها)

عبارات و ترکیب‌ها

hazed over

مه مغز

hazed glass

شیشه مه مغز

hazed sky

آسمان مه مغز

hazed memory

حافظه مه مغز

hazed effect

اثر مه مغز

hazed image

تصویر مه مغز

hazed vision

بینایی مه مغز

hazed perception

درک مه مغز

hazed outline

طرح مه مغز

hazed atmosphere

فضای مه مغز

جملات نمونه

the students were hazed during the initiation process.

دانشجویان در طول فرآیند پذیرش مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

he felt hazed by the upperclassmen at college.

او احساس می‌کرد که در دانشگاه توسط دانشجویان مقیم مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

the hazed recruits struggled to fit in.

نیروی‌های تازه‌نفس که مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند برای هماهنگی تلاش می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید