more information
اطلاعات بیشتر
more time
بیشتر زمان
more options
گزینههای بیشتر
more opportunities
فرصتهای بیشتر
more than
بیشتر از
more and more
روز به روز بیشتر
and more
و بیشتر
much more
خیلی بیشتر
no more
دیگر نه
more important
مهمتر
any more
دیگر نه
more of
بیشتر از
or more
یا بیشتر
even more
حتی بیشتر
more than one
بیشتر از یک
more or less
تقریباً
more like
مشابه بیشتر
one more
یک بیشتر
far more
خیلی بیشتر
for more information
برای اطلاعات بیشتر
some more
کمی بیشتر
There is more behind.
پشتش بیشتر است.
requests that grew more and more imperative.
درخواستهایی که روز به روز مهمتر شدند.
more land; more support.
زمین بیشتر؛ حمایت بیشتر.
getting more and more worried.
روز به روز بیشتر نگران میشد.
They opt for more holiday instead of more pay.
آنها به جای حقوق بیشتر، تعطیلات بیشتری را انتخاب میکنند.
The UN began to get more and more powerful.
سازمان ملل متحد شروع به قدرتمندتر شدن کرد.
began to depend more and more on drugs.
به طور فزاینده ای به مواد مخدر متکی شد.
The proposal is gaining more and more adherents.
پیشنهاد، طرفداران بیشتری را به دست میآورد.
no more chickenshit excuses.
دیگر هیچ بهانهای وجود ندارد.
the light is more diffuse.
نور پراکندهتر است.
there's more snow on the way.
برف بیشتری در راه است.
a hall with more seats.
یک تالار با صندلی بیشتر.
T-it more to the right.
آن را بیشتر به سمت راست بیاور.
plead for more time.
برای زمان بیشتر درخواست کنید.
There is more food in the kitchen.
غذا بیشتر در آشپزخانه است.
There's plenty more paper.
کاغذ بیشتری وجود دارد.
more efficient allocation of resources.
تخصیص کارآمدتر منابع
the second argument is more diffuse.
استدلال دوم پراکنده تر است.
the maximalist interpretation is more promising.
تفسیر حداکثری امیدوارکنندهتر است.
repeat once more .
یک بار دیگر تکرار کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید