less

[ایالات متحده]/les/
[بریتانیا]/lɛs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمتر در مقدار یا درجه
adv. به میزان یا درجه کمتر، در مقدار کمتر

عبارات و ترکیب‌ها

less sugar

کمتر شکر

less noise

کمتر صدا

less than

کمتر از

no less

نه کمتر

no less than

نه کمتر از

less and less

کمتر و کمتر

far less

خیلی کمتر

less of

کمتر از

less likely

کمتر محتمل

little less

کمی کمتر

less expensive

ارزان‌تر

less developed

کمتر توسعه‌یافته

still less

هنوز کمتر

little less than

کمی کمتر از

any less

هیچ کمتری

none the less

با این وجود

something less than

چیزهایی کمتر از

جملات نمونه

more or less symmetrical.

تقریباً متقارن

chose the lesser evil.

انتخاب شر کمتری کرد.

a man with less schooling

مردی با تحصیلات کمتر

It is more or less certain.

این تقریباً قطعی است.

less than 50 miles.Less

کمتر از 50 مایل. کمتر

less happy; less expensive.

کمتر خوشحال؛ ارزان‌تر.

She looks less and less beautiful.

او کمتر و کمتر زیبا به نظر می‌رسد.

less than a gallon of paint).

کمتر از یک گالن رنگ.

Five is less than seven.

پنج کمتر از هفت است.

the development of less invasive treatment.

توسعه درمان‌های کمتر تهاجمی

Try to cultivate a less brusque manner.

سعی کنید رفتاری کمتر تند و بی‌ادبانه از خود نشان دهید.

ready in less than an hour.

آماده در کمتر از یک ساعت.

the data was less than ideal.

داده‌ها آنقدرها که باید خوب نبودند.

they are more or less a waste of time.

آنها بیشتر یا کمتر اتلاف وقت هستند.

less accessible islands and outliers.

جزایر و نقاط پرتگاه کمتر قابل دسترس.

it was no less a personage than the bishop.

این شخص از مقام اسقف هم کمتر نبود.

less physical sports such as bowls.

ورزش‌های جسمانی کمتر مانند بیلیارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید