chapped lips
لبهای ترکخورده
full lips
لبهای پر
lip service
خدمت گزاری لفظی
pursed lips
لبهای منقبض
kissed lips
لبهای بوسیده
painted lips
لبهای رنگ شده
smooth lips
لبهای صاف
dry lips
لبهای خشک
thin lips
لبهای نازک
lips sealed
لبها بسته
she applied lipstick to her lips.
او رژ لب را روی لبهایش زد.
his lips curled into a smile.
لبهایش درحالی که لبخند میزد، چرخیدند.
they kissed softly on the lips.
آنها به آرامی روی لبها بوسیدند.
her lips were chapped from the cold.
لبهایش به دلیل سرما ترک خورده بودند.
he whispered sweet nothings into her lips.
او حرفهای عاشقانه به لبهایش زمزمه کرد.
she pursed her lips in thought.
او درحالی که فکر میکرد، لبهایش را منقبض کرد.
his lips trembled with emotion.
لبهایش با احساسات میلرزیدند.
she painted her lips a bright red.
او لبهایش را به رنگ قرمز روشن نقاشی کرد.
he brushed his lips against her cheek.
او لبهایش را به گونهاش مالید.
her lips parted in surprise.
لبهایش از تعجب باز شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید