murky

[ایالات متحده]/ˈmɜːki/
[بریتانیا]/ˈmɜːrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تاریک و غم انگیز; ابری; مشکوک
adv. به طرز تاریک و غم انگیز; به طرز ابری; به طرز مشکوک
n. تاریکی; ابرناکی; سوءظن

عبارات و ترکیب‌ها

murky waters

آب‌های گل‌آلود

murky situation

وضعیت مبهم

murky motives

انگیزه‌های مبهم

جملات نمونه

the murky world of espionage.

جهان مبهم جاسوسی

the murky silt of a muddy pond.

لجن گل آلود و تیره یک حوضچه.

the murky borderland between history and myth.

مرز تاریک بین تاریخ و افسانه.

the sky was murky and a thin drizzle was falling.

آسمان تار و دلپذیر بود و باران ملایمی می‌بارید.

She had a decidedly murky past.

او گذشته ای به وضوح مبهم داشت.

She threw it into the river’s murky depths.

او آن را به اعماق مبهم رودخانه انداخت.

a murky dungeon.See Synonyms at dark

یک دخمه تاریک و مبهم. برای مترادف‌ها به تاریک نگاه کنید

Rain poured down from the murky skies.

باران از آسمان‌های مبهم بارید.

sharks lurking in the murky grey depths of the sea

کوسه‌ها در اعماق خاکستری و تاریک دریا کمین کرده‌اند.

William watched the murky liquid gushing out .

ویلیام شاهد بیرون ریختن مایع کدر بود.

The truth about your murky past is safe with me—my lips are sealed.

حقیقت درباره گذشته مبهم شما با من در امان است - لب‌های من مهر و موم شده است.

Stones and sticks are hurled into the murky water, but within minutes the ranine chorus resumes at previous pitch and intensity.

سنگ‌ها و چوب‌ها به آب مبهم پرتاب می‌شوند، اما در عرض چند دقیقه، همسرایان رانین با همان آهنگ و شدت از سر گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید