mudslide

[ایالات متحده]/ˈmʌd.slaɪd/
[بریتانیا]/ˈmʌd.slaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (حرکت کند) توده‌ای از خاک مرطوب و زباله که به سمت پایین شیب می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

mudslide warning

هشدار رانش گل و لای

mudslide risk

احتمال رانش گل و لای

mudslide damage

آسیب ناشی از رانش گل و لای

mudslide area

منطقه رانش گل و لای

mudslide evacuation

تخلیه به دلیل رانش گل و لای

mudslide recovery

بازسازی پس از رانش گل و لای

mudslide alert

هشداری رانش گل و لای

mudslide control

کنترل رانش گل و لای

mudslide prevention

جلوگیری از رانش گل و لای

mudslide incident

حادثه رانش گل و لای

جملات نمونه

the heavy rain caused a mudslide in the mountains.

باران شدید باعث رانش زمین در کوه‌ها شد.

residents were evacuated due to the risk of a mudslide.

به دلیل خطر رانش زمین، ساکنان تخلیه شدند.

the mudslide blocked the main road for several days.

رانش زمین جاده اصلی را برای چندین روز مسدود کرد.

emergency services responded quickly to the mudslide.

خدمات اورژانس به سرعت به رانش زمین پاسخ دادند.

a mudslide can cause significant damage to property.

رانش زمین می‌تواند آسیب قابل توجهی به اموال وارد کند.

scientists study mudslides to better predict their occurrence.

دانشمندان رانش زمین را مطالعه می‌کنند تا بتوانند وقوع آن را بهتر پیش‌بینی کنند.

the community came together after the mudslide disaster.

جامعه پس از فاجعه رانش زمین متحد شد.

after the mudslide, the landscape changed dramatically.

پس از رانش زمین، چشم‌انداز به طور چشمگیری تغییر کرد.

authorities issued a warning about potential mudslides.

مقامات نسبت به خطر رانش زمین هشدار دادند.

we need to clear the debris left by the mudslide.

ما باید آوار و زباله‌های ناشی از رانش زمین را پاک کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید