nonconcurrent tasks
وظایف غیرهمزمان
nonconcurrent sessions
جلسات غیرهمزمان
nonconcurrent processes
فرایندهای غیرهمزمان
nonconcurrent operations
عملیاتهای غیرهمزمان
nonconcurrent requests
درخواستهای غیرهمزمان
nonconcurrent events
رویدادهای غیرهمزمان
nonconcurrent executions
اجراهای غیرهمزمان
nonconcurrent threads
نخهای غیرهمزمان
nonconcurrent connections
اتصالات غیرهمزمان
nonconcurrent users
کاربران غیرهمزمان
nonconcurrent tasks can lead to inefficiencies.
وظایف غیرهمزمان میتوانند منجر به ناکارآمدی شوند.
the nonconcurrent processing of data improves accuracy.
پردازش غیرهمزمان دادهها دقت را بهبود میبخشد.
we need to schedule nonconcurrent meetings to avoid conflicts.
ما باید جلسات غیرهمزمان را برای جلوگیری از تداخل برنامهریزی کنیم.
nonconcurrent systems often require more resources.
سیستمهای غیرهمزمان اغلب به منابع بیشتری نیاز دارند.
she prefers nonconcurrent learning to focus better.
او ترجیح میدهد یادگیری غیرهمزمان را برای تمرکز بهتر انجام دهد.
nonconcurrent operations can enhance project management.
عملیات غیرهمزمان میتواند مدیریت پروژه را بهبود بخشد.
in nonconcurrent environments, coordination is key.
در محیطهای غیرهمزمان، هماهنگی کلیدی است.
nonconcurrent execution minimizes the risk of errors.
اجرای غیرهمزمان خطر خطاها را به حداقل میرساند.
they implemented nonconcurrent strategies for better results.
آنها استراتژیهای غیرهمزمان را برای نتایج بهتر اجرا کردند.
nonconcurrent workflows can simplify complex processes.
گردش کار غیرهمزمان میتواند فرآیندهای پیچیده را ساده کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید