obfuscates the truth
حقیقت را مبهم میکند
obfuscates clear meaning
معنی واضح را مبهم میکند
obfuscates the issue
مسئله را مبهم میکند
obfuscates the facts
حقایق را مبهم میکند
obfuscates important details
جزئیات مهم را مبهم میکند
obfuscates the process
فرآیند را مبهم میکند
obfuscates the data
دادهها را مبهم میکند
obfuscates its intent
قصد آن را مبهم میکند
obfuscates the message
پیام را مبهم میکند
obfuscates the solution
راه حل را مبهم میکند
the complex language used in the report obfuscates the main findings.
زبان پیچیده مورد استفاده در گزارش، یافتههای اصلی را مبهم میکند.
his vague explanations obfuscate the true nature of the problem.
توضیحات مبهم او، ماهیت واقعی مشکل را مبهم میکند.
the technical jargon often obfuscates the message for the average reader.
واژگان فنی اغلب پیام را برای خواننده متوسط مبهم میکند.
overly detailed graphs can obfuscate the overall trends.
نمودارهای بیش از حد دقیق میتوانند روند کلی را مبهم کنند.
his attempt to obfuscate the facts only raised more questions.
تلاش او برای مبهم کردن حقایق تنها سوالات بیشتری را ایجاد کرد.
the legal language in the contract obfuscates the obligations of each party.
زبان حقوقی در قرارداد، تعهدات هر طرف را مبهم میکند.
his behavior seemed to obfuscate his true intentions.
رفتار او به نظر میرسید که اهداف واقعی او را مبهم میکند.
the use of ambiguous terms can obfuscate the agreement.
استفاده از اصطلاحات مبهم میتواند توافق را مبهم کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید