obfuscates

[ایالات متحده]/ˈɒb.fə.skeɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːb.fə.skeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را نامشخص یا درک آن را دشوار کردن; گیج یا متعجب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

obfuscates the truth

حقیقت را مبهم می‌کند

obfuscates clear meaning

معنی واضح را مبهم می‌کند

obfuscates the issue

مسئله را مبهم می‌کند

obfuscates the facts

حقایق را مبهم می‌کند

obfuscates important details

جزئیات مهم را مبهم می‌کند

obfuscates the process

فرآیند را مبهم می‌کند

obfuscates the data

داده‌ها را مبهم می‌کند

obfuscates its intent

قصد آن را مبهم می‌کند

obfuscates the message

پیام را مبهم می‌کند

obfuscates the solution

راه حل را مبهم می‌کند

جملات نمونه

the complex language used in the report obfuscates the main findings.

زبان پیچیده مورد استفاده در گزارش، یافته‌های اصلی را مبهم می‌کند.

his vague explanations obfuscate the true nature of the problem.

توضیحات مبهم او، ماهیت واقعی مشکل را مبهم می‌کند.

the technical jargon often obfuscates the message for the average reader.

واژگان فنی اغلب پیام را برای خواننده متوسط مبهم می‌کند.

overly detailed graphs can obfuscate the overall trends.

نمودارهای بیش از حد دقیق می‌توانند روند کلی را مبهم کنند.

his attempt to obfuscate the facts only raised more questions.

تلاش او برای مبهم کردن حقایق تنها سوالات بیشتری را ایجاد کرد.

the legal language in the contract obfuscates the obligations of each party.

زبان حقوقی در قرارداد، تعهدات هر طرف را مبهم می‌کند.

his behavior seemed to obfuscate his true intentions.

رفتار او به نظر می‌رسید که اهداف واقعی او را مبهم می‌کند.

the use of ambiguous terms can obfuscate the agreement.

استفاده از اصطلاحات مبهم می‌تواند توافق را مبهم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید