muddles things up
کارها را به هم میریزد
muddles the issue
مسئله را پیچیده میکند
muddles my mind
ذهنم را به هم میریزد
muddles the plan
برنامه را به هم میریزد
muddles the situation
وضعیت را پیچیده میکند
muddles the message
پیام را مبهم میکند
muddles the facts
حقایق را به هم میریزد
muddles the details
جزئیات را به هم میریزد
muddles his thoughts
افکارش را به هم میریزد
muddles the story
داستان را به هم میریزد
his explanation muddles the issue further.
توضیحات او بیشتر مسئله را پیچیده میکند.
the instructions muddle the steps to follow.
دستورالعملها مراحل بعدی را مخدوش میکنند.
she often muddles her words when nervous.
او اغلب وقتی عصبی است، کلمات خود را به هم میریزد.
don't muddle your priorities if you want to succeed.
اگر میخواهید موفق شوید، اولویتهای خود را به هم نریزید.
the new policy muddles the existing regulations.
سیاست جدید مقررات موجود را مخدوش میکند.
he muddles through life without any clear goals.
او بدون هیچ هدف روشنی، زندگی را پشت سر میگذارد.
the movie muddles the timeline of events.
فیلم خط زمانی وقایع را به هم میریزد.
she tends to muddle her facts during debates.
او معمولاً در طول بحثها حقایق خود را به هم میریزد.
don't muddle the ingredients when cooking.
هنگام آشپزی مواد لازم را با هم مخلوط نکنید.
his actions muddle the team's strategy.
اقدامات او استراتژی تیم را مخدوش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید