odiously boring
به طرز زننده ای خسته کننده
odiously cruel
به طرز زننده ای بیرحم
odiously loud
به طرز زننده ای بلند
odiously rude
به طرز زننده ای بیادب
odiously selfish
به طرز زننده ای خودخواه
odiously difficult
به طرز زننده ای دشوار
odiously expensive
به طرز زننده ای گران
odiously tedious
به طرز زننده ای خستهکننده
odiously unfair
به طرز زننده ای ناعادلانه
odiously pretentious
به طرز زننده ای متظاهر
he odiously mocked his classmates during the presentation.
او با نفرت و تمسخر، همکلاسیهای خود را در طول ارائه مورد تمسخر قرار داد.
she odiously criticized the team's efforts without offering any help.
او با نفرت و انتقاد، تلاشهای تیم را بدون ارائه کمک مورد انتقاد قرار داد.
the odiously loud music disturbed everyone in the neighborhood.
موسیقی بسیار بلند و زننده، باعث آزار و ناراحتی همه در محله شد.
his odiously rude behavior at the dinner party shocked the guests.
رفتار بسیار بیادبانه او در مهمانی شام، مهمانان را شوکه کرد.
she found his odiously selfish attitude unbearable.
او رفتار خودخواهانه او را غیرقابل تحمل میدانست.
the odiously long wait at the airport frustrated many travelers.
صفهای انتظار بسیار طولانی در فرودگاه، بسیاری از مسافران را ناامید کرد.
they odiously spread rumors about their colleagues.
آنها با نفرت و کینه، شایعاتی درباره همکاران خود منتشر کردند.
his odiously arrogant remarks alienated his friends.
اظهارات مغرورانه و زننده او، دوستانش را از خود جدا کرد.
the odiously dirty streets made the city look uninviting.
خیابانهای بسیار کثیف و زننده، باعث شد شهر غیر جذاب به نظر برسد.
she odiously ignored the rules and did whatever she wanted.
او با نفرت و بیتوجهی، قوانین را نادیده گرفت و هر کاری که خواست انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید