abominably

[ایالات متحده]/ə'bɔmənəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که به شدت ناخوشایند است؛ به روشی که باعث تنفر می‌شود

جملات نمونه

The food at that restaurant was abominably bad.

غذا در آن رستوران به طرز وحشتناکی بد بود.

She treated her employees abominably.

او با کارکنان خود به طرز وحشتناکی رفتار کرد.

The weather was abominably hot.

هوا به طرز وحشتناکی گرم بود.

He behaved abominably towards his friends.

او به طرز وحشتناکی با دوستانش رفتار کرد.

The service at the hotel was abominably slow.

خدمات در هتل به طرز وحشتناکی کند بود.

The movie was abominably boring.

فیلم به طرز وحشتناکی خسته کننده بود.

She sang abominably off-key.

او به طرز وحشتناکی نامطبوع آواز خواند.

The students were treated abominably by the teacher.

دانشجویان به طرز وحشتناکی توسط معلم مورد سوء استفاده قرار گرفتند.

The team played abominably in the match.

تیم به طرز وحشتناکی در مسابقه بازی کرد.

The house was abominably dirty.

خانه به طرز وحشتناکی کثیف بود.

نمونه‌های واقعی

" Madame is no doubt a little fatigued; one gets jolted so abominably in our 'Hirondelle'."

خانم بدون شک کمی خسته است؛ در واگن «هیروندل» به طرز وحشتناکی تکان می‌خوریم.

منبع: Madame Bovary (Part One)

The fact is, we've treated him abominably.

حقیقت این است که ما با او به طرز وحشتناکی رفتار کرده‌ایم.

منبع: The Mystery of Styles Court

She is abominably rude to keep Charlotte out of doors in all this wind. Why does she not come in?

رفتار او با شارلوت به طرز وحشتناکی بی‌ادبانه است که او را در این باد بیرون نگه می‌دارد. چرا او نمی‌آید؟

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

How abominably she behaved to Charlotte, now as always!

چه رفتاری وحشتناکی با شارلوت داشت، حالا هم مثل همیشه!

منبع: The Room with a View (Part 1)

" Why, he has behaved abominably, " she said.

«وای، او به طرز وحشتناکی رفتار کرده است،» او گفت.

منبع: The Room with a View (Part Two)

I have been most shamefully, most abominably treated.

من به طرز شرم‌آوری و به طرز وحشتناکی رفتار شده‌ام.

منبع: The Chronicles of Narnia C.S. Lewis

The switchboard squawked abominably and Gloria waited while he ministered to the telephone.

داشبورد به طرز وحشتناکی جیغ زد و گلوریا منتظر ماند تا او به تلفن رسیدگی کرد.

منبع: Beauty and Destruction (Part 2)

" Not 'abominably, '" was the gentle correction.

" نه، به طرز وحشتناکی،"

منبع: The Room with a View (Part Two)

" You used us abominably ill, " answered Mrs. Hurst, " running away without telling us that you were coming out. "

شما از ما به طرز وحشتناکی بد استفاده کردید،" خانم هرست پاسخ داد، "بدون اینکه به ما بگویید که می‌آیید، فرار کردید.

منبع: Selections from "Pride and Prejudice"

" You can play well enough to make up a four. I thought it abominably selfish of you" .

شما می‌توانید به اندازه کافی خوب بازی کنید تا یک چهارم را تشکیل دهید. فکر می‌کردم این کار به طرز وحشتناکی خودخواهانه بود.

منبع: The Room with a View (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید