nauseatingly

[ایالات متحده]/ˈnɔːzɪeɪtɪŋli/
[بریتانیا]/ˈnɔːzɪˌeɪtɪŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که باعث حالت تهوع می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

nauseatingly sweet

به طرز منزجره‌آسایی شیرین

nauseatingly loud

به طرز منزجره‌آسایی بلند

nauseatingly bright

به طرز منزجره‌آسایی روشن

nauseatingly fake

به طرز منزجره‌آسایی جعلی

nauseatingly boring

به طرز منزجره‌آسایی خسته‌کننده

nauseatingly cheesy

به طرز منزجره‌آسایی پلاستیکی

nauseatingly cloying

به طرز منزجره‌آسایی اغراق‌آمیز

nauseatingly intense

به طرز منزجره‌آسایی شدید

nauseatingly predictable

به طرز منزجره‌آسایی قابل پیش‌بینی

nauseatingly superficial

به طرز منزجره‌آسایی سطحی

جملات نمونه

she smiled nauseatingly at everyone in the room.

او با حالتی تهوع‌آور به همه در اتاق لبخند زد.

the movie was nauseatingly predictable from start to finish.

فیلم از ابتدا تا انتها به طرز تهوع‌آوری قابل پیش‌بینی بود.

his nauseatingly sweet words made her feel uneasy.

کلمات به‌ طرز تهوع‌آور شیرین او باعث ناراحتی او شد.

she found the nauseatingly rich dessert too overwhelming.

او دسر بسیار غنی و تهوع‌آور را بیش از حد طاقت‌فرسا یافت.

the nauseatingly long meeting tested everyone's patience.

جلسه به‌ طرز تهوع‌آور طولانی، صبر همه را به چالش کشید.

his nauseatingly loud laughter filled the entire room.

خنده‌های بلند و تهوع‌آور او کل اتاق را پر کرد.

the smell from the trash was nauseatingly strong.

بوی زباله به طرز تهوع‌آوری قوی بود.

she found his nauseatingly arrogant attitude hard to tolerate.

او متوجه بود که تحمل کردن اعتماد به نفس تهوع‌آور او سخت است.

the nauseatingly bright lights made it hard to concentrate.

نورهای بسیار روشن و تهوع‌آور باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

his nauseatingly repetitive stories bored everyone.

داستان‌های تکراری و تهوع‌آور او همه را خسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید