hatefully angry
خشمگینانه
hatefully cruel
بی رحمانه
hatefully loud
خیلی بلند
hatefully dismissive
بی اهمیت
hatefully sarcastic
تمسخر آمیز
hatefully aggressive
تهاجمی
hatefully biased
مغرضانه
hatefully negative
منفی
hatefully critical
به شدت انتقادی
hatefully vengeful
انتقام جویانه
she looked at him hatefully after the argument.
او بعد از بحث با نفرت به او نگاه کرد.
he spoke hatefully about his former boss.
او با نفرت درباره رئیس سابق خود صحبت کرد.
the children shouted hatefully at each other.
کودکان با نفرت به یکدیگر فریاد زدند.
they exchanged hatefully glances during the meeting.
آنها در طول جلسه نگاه های نفرت انگیز به یکدیگر انداختند.
she wrote a hatefully worded letter to the editor.
او نامهای با لحن نفرت انگیز به سردبیر نوشت.
he laughed hatefully at his rival's misfortune.
او با نفرت از بدبختی رقیب خود خندید.
they spoke hatefully about the new policy.
آنها با نفرت درباره سیاست جدید صحبت کردند.
she felt hatefully towards those who betrayed her.
او نسبت به کسانی که او را خیانت کردند، با نفرت احساس کرد.
his hatefully remarks caused a stir among the audience.
اظهارات نفرت انگیز او باعث ایجاد جنجال در میان مخاطبان شد.
they hatefully criticized the team's performance.
آنها به طور نفرت انگیزانه عملکرد تیم را مورد انتقاد قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید