hatefully

[ایالات متحده]/ˈheɪtfəli/
[بریتانیا]/ˈheɪtfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که نفرت را بیان می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

hatefully angry

خشمگینانه

hatefully cruel

بی رحمانه

hatefully loud

خیلی بلند

hatefully dismissive

بی اهمیت

hatefully sarcastic

تمسخر آمیز

hatefully aggressive

تهاجمی

hatefully biased

مغرضانه

hatefully negative

منفی

hatefully critical

به شدت انتقادی

hatefully vengeful

انتقام جویانه

جملات نمونه

she looked at him hatefully after the argument.

او بعد از بحث با نفرت به او نگاه کرد.

he spoke hatefully about his former boss.

او با نفرت درباره رئیس سابق خود صحبت کرد.

the children shouted hatefully at each other.

کودکان با نفرت به یکدیگر فریاد زدند.

they exchanged hatefully glances during the meeting.

آنها در طول جلسه نگاه های نفرت انگیز به یکدیگر انداختند.

she wrote a hatefully worded letter to the editor.

او نامه‌ای با لحن نفرت انگیز به سردبیر نوشت.

he laughed hatefully at his rival's misfortune.

او با نفرت از بدبختی رقیب خود خندید.

they spoke hatefully about the new policy.

آنها با نفرت درباره سیاست جدید صحبت کردند.

she felt hatefully towards those who betrayed her.

او نسبت به کسانی که او را خیانت کردند، با نفرت احساس کرد.

his hatefully remarks caused a stir among the audience.

اظهارات نفرت انگیز او باعث ایجاد جنجال در میان مخاطبان شد.

they hatefully criticized the team's performance.

آنها به طور نفرت انگیزانه عملکرد تیم را مورد انتقاد قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید