offended

[ایالات متحده]/ə'fendid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احساس ناراحتی یا آزار
v. باعث شدن کسی شود که احساس درد یا ناراحتی کند

عبارات و ترکیب‌ها

feeling offended

احساس توهین

جملات نمونه

offended against the curfew.

نقض مقررات منع آمد و رفت.

They were offended at these remarks.

آنها در برابر این نظرات رنجیده بودند.

She was offended at that person's joke.

او در برابر شوخی آن شخص رنجیده بود.

He was mortally offended by your remarks.

او به شدت از صحبت های شما ناراحت شد.

In what way have I offended?

من به چه شکلی باعث رنجش شما شده ام؟

Her words offended me.

کلمات او باعث رنجش من شد.

The driver offended against the traffic regulations.

راننده مقررات راهنمایی و رانندگی را نقض کرد.

Their behaviors offended against the local customs.

رفتار آنها با آداب و رسوم محلی مغایرت داشت.

She was offended by her husband.

او از شوهرش رنجیده بود.

I am deeply offended by her conduct.

من عمیقاً از رفتار او رنجیده ام.

He offended her with his rudeness.

او با بی ادبی خود او را رنجاند.

I was offended by his discourteous reply.

من از پاسخ بی‌ادبانه او ناراحت شدم.

Her outrageous behaviour at the party offended everyone.

رفتار جسورانه او در مهمانی باعث رنجش همه شد.

His sweeping remarks offended many people.

اظهارات کلی او باعث رنجش بسیاری از مردم شد.

he didn't smoke and the smell of ash offended him.

او سیگار نمی کشید و بوی خاکستر او را آزرده می کرد.

I'm sorry I offended you, but it wasn't my intention.

متاسفم که باعث رنجش شما شدم، اما این مقصود من نبود.

Many readers were offended with her latest book.

بسیاری از خوانندگان از آخرین کتاب او رنجیده بودند.

17 per cent of viewers said they had been offended by bad language.

17 درصد از بینندگان گفتند که از فحاشی رنجیده اند.

33% offended again within two years of being released.

33% دوباره ظرف دو سال پس از آزادی رنجیده شدند.

نمونه‌های واقعی

Everyone can be offended about anything.

هر کسی می‌تواند در مورد هر چیزی ناراحت شود.

منبع: 2021 Celebrity High School Graduation Speech

My apologies if my question offended you.

بابت این سوالم که باعث ناراحتی شما شد، متاسفم.

منبع: Sherlock Holmes Collection Jeremy Brett Edition

Oh my god.Okay now I'm offended.We're ending that.

خدای من. باشه، حالا من هم ناراحت شدم. ما داریم تمومش می‌کنیم.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

And our last tip is don't be offended.

و نکته آخر ما این است که ناراحت نشوید.

منبع: Creative Cloud Travel

After a year. But men are so easily offended.

بعد از یک سال. اما مردها خیلی راحت ناراحت می‌شوند.

منبع: Selected Love Before Sunset

I'm truly heartbroken to have offended anyone here.

من واقعاً از اینکه باعث ناراحتی کسی در اینجا شده‌ام، دلشکسته ام.

منبع: the chair

The witch was mortally offended and cursed the young man.

جادوگر به شدت ناراحت شد و مرد جوان را نفرین کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

None taken. But you know who might be offended? Her father.

نمی‌گیرم. اما می‌دونی کی ممکنه ناراحت بشه؟ پدرش.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 6

The only creature to have offended God here is the whale.

تنها موجودی که باعث ناراحتی خدا در اینجا شده، نهنگ است.

منبع: Go blank axis version

I'm not buying you another drink. - Hey, I'm deeply offended.

من برات یه نوشیدنی دیگه نمیخرم. - هی، من عمیقاً ناراحت شدم.

منبع: Lost Girl Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید