onrush

[ایالات متحده]/'ɒnrʌʃ/
[بریتانیا]/'ɔn'rʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حمله یا هجوم ناگهانی به جلو، طغیانی، جریان سریع.

عبارات و ترکیب‌ها

sudden onrush

جوم ناگهانی

violent onrush

جوم شدید

onrush of emotions

جوم احساسات

onrush of people

جوم مردم

onrush of memories

جوم خاطرات

جملات نمونه

the mesmerizing onrush of the sea.

جذب‌کننده بودن سیل دریا

the walls of onrushing white water.

دیوارهای آب سفید در حال هجوم

The onrush of the waves was mesmerizing.

هجوم امواج مسحور کننده بود.

She was caught in the onrush of shoppers during the sale.

او در میان هجوم خریداران در حین فروش گرفتار شد.

The onrush of technology is changing the way we live.

هجوم فناوری روش زندگی ما را تغییر می دهد.

The onrush of emotions overwhelmed him.

هجوم احساسات او را در بر گرفت.

The onrush of traffic during rush hour can be stressful.

هجوم ترافیک در ساعات شلوغ می تواند استرس زا باشد.

He tried to brace himself for the onrush of criticism.

او سعی کرد خود را برای هجوم انتقادات آماده کند.

The onrush of information can be overwhelming.

هجوم اطلاعات می تواند طاقت فرسا باشد.

The onrush of memories flooded back to her.

هجوم خاطرات به یادش بازگشت.

The onrush of deadlines at work can be daunting.

هجوم مهلت تحویل در محل کار می تواند ترسناک باشد.

He was swept away by the onrush of events.

او با هجوم رویدادها ​​در آغوش گرفت.

نمونه‌های واقعی

The deep voice thrillingly vibrated; the gesticulating hand implied all space and the onrush of the irresistible machine.

صدای عمیق به طرز هیجان‌انگیزی ارتعاش کرد؛ دست اشاره‌گر نشان‌دهنده تمام فضا و هجوم ماشین غیرقابل‌اجتناب بود.

منبع: Brave New World

The onset of the onrush went onshore.

آغاز هجوم به ساحل رسید.

منبع: Pan Pan

For sure, as Colonel Muammar Qaddafi's men fled before the rebel onrush, they perpetrated a string of atrocities, murdering scores, perhaps even hundreds, of prisoners.

مطمئناً، همانطور که مردان معمر قذافی قبل از هجوم شورشیان فرار کردند، یک سری جنایات را مرتکب شدند، امتیازها را قتل عام کردند، شاید حتی صدها اسیر.

منبع: The Economist - Comprehensive

It speaks for a country where the hierarchy is reeling from horrific revelations about abuse in church-run institutions and clerical cover-ups, but where the population, despite the onrush of secularism, remains relatively pious by the standards of the rich world.

این نشان‌دهنده کشوری است که سلسله مراتب تحت تأثیر وحشتناک‌ترین افشاگری‌ها در مورد سوء استفاده در مؤسسات تحت نظر کلیسا و پوشش‌های کلیسیایی است، اما با وجود هجوم سکولاریسم، جمعیت همچنان از نظر معیارهای جهان ثروتمند، نسبتاً متدین است.

منبع: The Economist - International

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید