rush

[ایالات متحده]/rʌʃ/
[بریتانیا]/rʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عجله؛ جریان سریع؛ حمله ناگهانی
adj. به طور فوری مورد نیاز
vt. حمله ناگهانی کردن؛ چیزی را به سرعت انجام دادن
vi. به طور سریع و پرانرژی حرکت یا عمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rush hour

اوقات شلوغ

rush order

سفارش فوری

rush delivery

تحویل فوری

rush job

کار فوری

rush to finish

برای اتمام عجله کردن

gold rush

تب هجوم طلا

in a rush

با عجله

rush into

وارد شدن با عجله

rush out

بیرون رفتن با عجله

rush through

عبور کردن با عجله

with a rush

با یک هجوم

rush about

در رفت و آمد با عجله

rush out of

بیرون رفتن از با عجله

rush at

به سمت ... با عجله

rush headlong

با سرعت بي‌محابا بيرون رفتن

rush off

رفتن با عجله

rush up

بالا رفتن با عجله

rush season

فصل شلوغی

جملات نمونه

there was a rush for the door.

برای در ازدحام وجود داشت.

a rush of shame.

ازدحام شرم.

a rush to the goldfields.

به سمت معادن طلا ازدحام.

a rush for gold coins.

هجوم برای سکه‌های طلا

a rush of debutante parties.

ازدحام مهمانی‌های دبیوت.

to rush up the stairs

برای عجله کردن به سمت بالا پله ها

They made a rush for the exit.

آنها برای خروج ازدحام کردند.

a gold rush on Wall Street.

تب طلا در وال استریت

Mark felt a rush of anger.

مارک احساس خشم کرد.

The rush hour traffic is murder.

ترافیک ساعات شلوغ وحشتناک است.

impetuous rush of water

گویی آب با سرعت و خروش

a rush to see the new film

برای دیدن فیلم جدید ازدحام.

an undignified rush to be first

یک ازدحام غیرمتعارف برای اولین بودن

a frenzied rush for the exits.

هجوم دیوانه‌وار به سمت خروجی‌ها

the tunnel is a choke point at rush hour.

تونل در ساعات شلوغی یک گلوگاه است.

he came rushing out.

او با عجله بیرون آمد.

that rush of adrenalin which is the fix of the professional newsman.

آن هجوم آدرنالین که اعتیاد خبرنگاران حرفه‌ای است.

نمونه‌های واقعی

'What nonsense, Jane, rushing off to visit an old lady who has never loved you!

چه چرندی، جین، عجله کردن برای دیدن یک خانم پیر که هرگز شما را دوست نداشته است!

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Then I can avoid the holiday rush.

سپس می‌توانم از ازدحام تعطیلات اجتناب کنم.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Buy now and avoid the Christmas rush.

همین حالا بخرید و از ازدحام کریسمس اجتناب کنید.

منبع: Home Alone 2: Lost in New York

Just put a rush on the sample, okay?

فقط عجله کنید تا نمونه آماده شود، باشه؟

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Don't rush to blame them of fraud.

برای متهم کردن آنها به کلاهبرداری عجله نکنید.

منبع: Scientific World

Dozens of ambulances have been rushed to the scene.

ده‌ها آمبولانس به سرعت به صحنه منتقل شده‌اند.

منبع: BBC Listening Compilation March 2019

I'm never in a rush. If you're in a rush to get yourself in trouble.

من هرگز عجله نمی‌کنم. اگر عجله دارید خودتان را به دردسر بیاندازید.

منبع: VOA Standard English - Middle East

Earlier there used to be a huge rush now.

قبلاً ازدحام بزرگی وجود داشت.

منبع: VOA Standard English_Life

Almost a century later people again rushed to California.

تقریباً یک قرن بعد، مردم دوباره به سرعت به کالیفرنیا هجوم بردند.

منبع: Reciting for the King Volume 3 (All 60 Lessons)

Harry felt a great rush of affection for Luna.

هری احساس علاقه زیادی نسبت به لونا کرد.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید