fierce onslaught
حمله شدید
unexpected onslaught
حمله غیرمنتظره
brutal onslaught
حمله وحشیانه
a series of onslaughts on the citadel.
حمله سریالی به قلعه
an onslaught of third-class mail.
حمله پستی درجه سه
Our army tried to withstand the enemy onslaught.
ارتش ما سعی کرد تا در برابر حملهی دشمن مقاومت کند.
The clash of our onslaught hurtled across the field.
ضربه نهایی ما با سرعت در سراسر زمین حرکت کرد.
The city resisted the enemy onslaught for two weeks.
شهر دو هفته در برابر حملهی دشمن مقاومت کرد.
the lending library market began to subside under the onslaught of cheap paperbacks.
بازار کتابخانههای قرضی تحت تاثیر هجوم کتابهای جیفتی شروع به کاهش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید