onslaught

[ایالات متحده]/ˈɒnslɔːt/
[بریتانیا]/ˈɑːnslɔːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حمله یا یورش شدید

عبارات و ترکیب‌ها

fierce onslaught

حمله شدید

unexpected onslaught

حمله غیرمنتظره

brutal onslaught

حمله وحشیانه

جملات نمونه

a series of onslaughts on the citadel.

حمله سریالی به قلعه

an onslaught of third-class mail.

حمله پستی درجه سه

Our army tried to withstand the enemy onslaught.

ارتش ما سعی کرد تا در برابر حمله‌ی دشمن مقاومت کند.

The clash of our onslaught hurtled across the field.

ضربه نهایی ما با سرعت در سراسر زمین حرکت کرد.

The city resisted the enemy onslaught for two weeks.

شهر دو هفته در برابر حمله‌ی دشمن مقاومت کرد.

the lending library market began to subside under the onslaught of cheap paperbacks.

بازار کتابخانه‌های قرضی تحت تاثیر هجوم کتاب‌های جیفتی شروع به کاهش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید