opaquely

[ایالات متحده]/əʊˈpeɪkli/
[بریتانیا]/oʊˈpeɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که شفاف یا واضح نیست؛ به طریقی کسل‌کننده یا غیرانعکاسی

عبارات و ترکیب‌ها

opaquely hidden

به طور مبهم پنهان

opaquely stated

به طور مبهم بیان شده

opaquely expressed

به طور مبهم بیان شده

opaquely designed

به طور مبهم طراحی شده

opaquely understood

به طور مبهم درک شده

opaquely communicated

به طور مبهم منتقل شده

opaquely presented

به طور مبهم ارائه شده

opaquely reflected

به طور مبهم بازتاب داده شده

opaquely revealed

به طور مبهم آشکار شده

opaquely perceived

به طور مبهم درک شده

جملات نمونه

the glass was designed to opaquely obscure the view.

لیوان به گونه‌ای طراحی شده بود که منظره را به طور مبهم پنهان کند.

she spoke opaquely about her plans for the future.

او در مورد برنامه‌هایش برای آینده به طور مبهم صحبت کرد.

the report was written opaquely, making it hard to understand.

گزارش به طور مبهم نوشته شده بود و درک آن را دشوار می‌کرد.

they communicated opaquely, leaving everyone confused.

آنها به طور مبهم ارتباط برقرار کردند و باعث سردرگمی همه شدند.

the painting was intentionally created to be viewed opaquely.

تابلو نقاشی به طور عمدی برای مشاهده مبهم ایجاد شد.

the instructions were written opaquely, causing frustration.

دستورالعمل‌ها به طور مبهم نوشته شده بودند و باعث ایجاد ناراحتی شدند.

he answered the questions opaquely, avoiding direct responses.

او به طور مبهم به سؤالات پاسخ داد و از پاسخ‌های مستقیم اجتناب کرد.

her motives were opaquely hidden behind a smile.

انگیزه‌های او به طور مبهم پشت لبخند پنهان شده بودند.

the fog hung opaquely over the city.

مه به طور مبهم بر بالای شهر آویزان بود.

they presented their ideas opaquely, lacking clarity.

آنها ایده‌های خود را به طور مبهم ارائه کردند و فاقد وضوح بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید