darkly

[ایالات متحده]/'dɑ:kli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز کم نور، تاریک، یا مخفی

عبارات و ترکیب‌ها

darkly lit

نور کم

darkly colored

تیره رنگ

darkly handsome

خوش‌چه و مرموز

darkly comic

به طرز خنده‌داری

darkly mysterious

به طرز مرموزانه ای

جملات نمونه

The sky is darkly clouded.

آسمان به شدت ابری است.

darkly menacing alleys

پس‌کوچه‌های ترسناک و تهدیدآمیز

a figure silhouetted darkly against the trees.

یک شخصیتی که به صورت تاریک در برابر درختان دیده می شود.

I wondered darkly if I was wasting my time.

من به تاریکی فکر کردم که آیا وقتم را تلف می کنم یا نه.

her large eyes were darkly outlined with kohl.

چشم‌های بزرگش به تاریکی با خُ Kohl خط‌کشی شده بودند.

He hinted darkly that we had not heard the last of the matter.

او به طور مبهم اشاره کرد که آخرین خبرها را نشنیده ایم.

must a white gypseous statue need to be drawn darkly?

آیا یک مجسمه سفید جیپسون باید به صورت تاریک ترسیم شود؟

Speckled lentiginous nevus is characterized by a tan or light brown background patch on which more darkly pigmented macules or papules are randomly distributed.

زگیل لنتیجینوس دانه دار با یک لکه پس زمینه برنزه یا قهوه ای روشن مشخص می شود که لکه های رنگدانه یا پاپول های تیره تر به طور تصادفی توزیع شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید