spoke cryptically
سخنرانی مرموز
wrote cryptically
به صورت مرموز نوشت
acted cryptically
به صورت مرموز عمل کرد
answered cryptically
به صورت مرموز پاسخ داد
hinted cryptically
به صورت مرموز اشاره کرد
commented cryptically
به صورت مرموز نظر داد
responded cryptically
به صورت مرموز پاسخ داد
described cryptically
به صورت مرموز شرح داد
revealed cryptically
به صورت مرموز آشکار کرد
expressed cryptically
به صورت مرموز بیان کرد
she spoke cryptically about her plans for the future.
او بهطور مبهم و غیرقابلفهم درباره برنامههایش برای آینده صحبت کرد.
the author wrote cryptically, leaving readers guessing.
نویسنده بهطور مبهم نوشت و خوانندگان را در تعجب گذاشت.
his cryptically worded message intrigued everyone.
پیام او که بهطور مبهم نوشته شده بود، همه را کنجکاو کرد.
she always answers cryptically, making it hard to understand.
او همیشه بهطور مبهم پاسخ میدهد و درک آن را دشوار میکند.
they communicated cryptically to avoid being overheard.
آنها برای اینکه کسی نشنود، بهطور مبهم با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.
his cryptically delivered speech left many confused.
سخنرانی او که بهطور مبهم ارائه شد، بسیاری را گیج کرد.
the clues were given cryptically, requiring careful thought.
سرنخها بهطور مبهم داده شدند و نیاز به تفکر دقیق داشتند.
she smiled cryptically, hinting at a secret.
او بهطور مبهم لبخند زد و به یک راز اشاره کرد.
his cryptically phrased advice was hard to follow.
توصیههای او که بهطور مبهم بیان شده بودند، پیروی از آنها را دشوار میکرد.
the painting was cryptically abstract, open to interpretation.
نقاشی بهطور مبهم و انتزاعی بود و تفسیر آن به عهده بیننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید