cryptically

[ایالات متحده]/ˈkrɪptɪkli/
[بریتانیا]/ˈkrɪptɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که مرموز یا مبهم است

عبارات و ترکیب‌ها

spoke cryptically

سخنرانی مرموز

wrote cryptically

به صورت مرموز نوشت

acted cryptically

به صورت مرموز عمل کرد

answered cryptically

به صورت مرموز پاسخ داد

hinted cryptically

به صورت مرموز اشاره کرد

commented cryptically

به صورت مرموز نظر داد

responded cryptically

به صورت مرموز پاسخ داد

described cryptically

به صورت مرموز شرح داد

revealed cryptically

به صورت مرموز آشکار کرد

expressed cryptically

به صورت مرموز بیان کرد

جملات نمونه

she spoke cryptically about her plans for the future.

او به‌طور مبهم و غیرقابل‌فهم درباره برنامه‌هایش برای آینده صحبت کرد.

the author wrote cryptically, leaving readers guessing.

نویسنده به‌طور مبهم نوشت و خوانندگان را در تعجب گذاشت.

his cryptically worded message intrigued everyone.

پیام او که به‌طور مبهم نوشته شده بود، همه را کنجکاو کرد.

she always answers cryptically, making it hard to understand.

او همیشه به‌طور مبهم پاسخ می‌دهد و درک آن را دشوار می‌کند.

they communicated cryptically to avoid being overheard.

آنها برای اینکه کسی نشنود، به‌طور مبهم با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

his cryptically delivered speech left many confused.

سخنرانی او که به‌طور مبهم ارائه شد، بسیاری را گیج کرد.

the clues were given cryptically, requiring careful thought.

سرنخ‌ها به‌طور مبهم داده شدند و نیاز به تفکر دقیق داشتند.

she smiled cryptically, hinting at a secret.

او به‌طور مبهم لبخند زد و به یک راز اشاره کرد.

his cryptically phrased advice was hard to follow.

توصیه‌های او که به‌طور مبهم بیان شده بودند، پیروی از آن‌ها را دشوار می‌کرد.

the painting was cryptically abstract, open to interpretation.

نقاشی به‌طور مبهم و انتزاعی بود و تفسیر آن به عهده بیننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید