operate

[ایالات متحده]/ˈɒpəreɪt/
[بریتانیا]/ˈɑːpəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. عمل کردن; جراحی کردن; اثر گذاشتن
vt. دستکاری کردن; مدیریت کردن; جراحی کردن بر روی; باعث شدن

عبارات و ترکیب‌ها

operate a machine

راه اندازی یک ماشین

operate a business

راه اندازی یک کسب و کار

operate a vehicle

رانندگی یک وسیله نقلیه

easy to operate

اجرای آسان

operate on

عمل جراحی روی

operate mode

حالت عملیاتی

جملات نمونه

operate on diesel oil

با روغن دیزل کار می‌کنند

operate on one's mind

عملکرد بر روی ذهن

operate a patient on the head

عمل جراحی روی سر بیمار

they operate behind a shroud of secrecy.

آنها پشت پرده‌ای از راز عملیات انجام می‌دهند.

operate on interior lines

بر روی خطوط داخلی عمل کنید.

operate a sewing machine.

ماشین خیاطی را راه اندازی کنید.

The medicine will quickly operate on such patients.

این دارو به سرعت روی چنین بیمارانی عمل خواهد کرد.

this will cause a relay to operate and close the circuit.

این باعث می شود رله عمل کند و مدار را ببندد.

a shortage of workers to operate new machines.

کمبود کارگر برای راه اندازی ماشین های جدید.

The motor operates smoothly.

موتور به طور روان کار می کند.

a drug that operates quickly.

دارویی که به سرعت عمل می کند.

operate factories and mines

کارخانه ها و معادن را اداره کنید.

The new law doesn't operate in our favour.

قانون جدید به نفع ما عمل نمی کند.

He is certain that this TV set will operate on batteries.

او مطمئن است که این تلویزیون با باتری کار خواهد کرد.

The doctor decided to operate at once.

پزشک تصمیم گرفت بلافاصله عمل جراحی انجام دهد.

This radar is operated by an electronic pulse.

این رادار توسط یک پالس الکترونیکی کار می کند.

نمونه‌های واقعی

This will transform how devices operate within cities.

این موضوع نحوه عملکرد دستگاه‌ها را در شهرها متحول خواهد کرد.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

So tell me, how did your crew operate?

پس بگو، خدمه‌ی شما چگونه کار می‌کردند؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Even grocery stores can only operate at half capacity.

حتی فروشگاه‌های مواد غذایی فقط می‌توانند با نصف ظرفیت کار کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

I need your permission to operate independently.

من به اجازه شما برای کار مستقل نیاز دارم.

منبع: Movie trailer screening room

This vehicle requires no license to operate.

این وسیله نقلیه برای کار کردن به گواهینامه نیاز ندارد.

منبع: VOA Standard English_ Technology

One said a paedophile ring had been operating.

یکی گفت که یک حلقه آدم‌فروش فعال بوده است.

منبع: BBC Listening Collection November 2016

The project operates across several major astronomical observatories.

این پروژه در چندین رصدخانه بزرگ فضانوردی فعالیت می‌کند.

منبع: VOA Slow English Technology

And a lot of those are not operating…

و بسیاری از آنها در حال کار نیستند...

منبع: VOA Special February 2021 Collection

It was a monotonous life, operating with machine-like regularity.

زندگی یکنواخت بود، با دقت ماشینی کار می‌کرد.

منبع: The Call of the Wild

They say that they've operated eight times already.

آنها می‌گویند که قبلاً هشت بار عمل کرده‌اند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید