run

[ایالات متحده]/rʌn/
[بریتانیا]/rʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. مدیریت یا عمل کردن; حرکت یا جریان داشتن
n. یک دوره زمانی که در آن چیزی عمل می‌کند یا کار می‌کند; یک سفر; مسیری که طی شده

عبارات و ترکیب‌ها

run fast

دویدن سریع

long run

مسابقه طولانی

run in

وارد شدن

run away

گریز برو

run on

روشن بودن

run out

تمام شدن

on the run

در حال فرار

run into someone

برخورد با کسی

run into

برخورد کردن با

run for

برای

run through

درون رفته

run out of

تمام شدن

run with

همراه با

run wild

بی‌مهار

run at

به سمت

run from

فرار از

run counter to

در خلاف

run time

زمان اجرا

run off

فرار کردن

جملات نمونه

a run into town.

یک دویدن به شهر.

a run on a bank.

هجوم به بانک.

the run of events.

مسیر وقایع.

this particular debate will run and run .

این بحث خاص ادامه خواهد داشت و ادامه خواهد داشت.

run butter; run gold.

کره را آب کنید؛ طلا را آب کنید.

they can run fast.

آنها می توانند سریع بدوند.

run like the wind.

مثل باد بدوید.

run smack into sth.

به طور ناگهانی با چیزی برخورد کنید.

نمونه‌های واقعی

Alright, perhaps we should do a practice run of the presentation first.

باشد، شاید بهتر باشد ابتدا یک تمرین از ارائه ارائه دهیم.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

One caller asked if the ferry was running.

یک تماس‌گیرنده پرسید آیا کشتی در حال کار است یا خیر.

منبع: Collection of Interesting Stories

Primary election has been running for months.

انتخابات مقدماتی برای ماه ها در حال انجام بوده است.

منبع: CNN Listening Collection November 2012

He lay there until his lease ran out, y'know.

او آنجا دراز کشید تا زمانی که اجاره اش تمام شد، می‌دانی.

منبع: Woody's Stand-up Comedy Highlights

We have run out of excuses and we are running out of time.

ما دیگر بهانه ای نداریم و زمانمان تمام می شود.

منبع: United Nations Youth Speech

He wonders if his luck has run out.

او می پرسد آیا خوش شانسی اش تمام شده است یا خیر.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

But most hits are not home runs.

اما بیشتر ضربات هوم ران نیستند.

منبع: VOA Vocabulary Explanation

The threat couldn't stop her from accomplishing her goal to run.

تهدید نتوانست از انجام هدف او برای دویدن جلوگیری کند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

OK, take care! Hey, nice running into you!

باشه، مراقب باش! هی، خوشحالم که با شما برخورد کردم!

منبع: Authentic American English

And Venezuela is still running out of water.

و ونزوئلا هنوز هم در حال کمبود آب است.

منبع: CNN Listening Collection April 2019

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید