outgoers

[ایالات متحده]/ˈaʊtˌɡəʊə/
[بریتانیا]/ˈaʊtˌɡoʊər/

ترجمه

n. فردی که به بیرون می‌رود یا مکانی را ترک می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

outgoer rate

نرخ خروجی

outgoer flow

جریان خروجی

outgoer costs

هزینه‌های خروجی

outgoer budget

بودجه خروجی

outgoer trends

روندهای خروجی

outgoer analysis

تجزیه و تحلیل خروجی

outgoer metrics

معیارهای خروجی

outgoer expenses

هزینه‌های خروجی

outgoer patterns

الگوهای خروجی

outgoer report

گزارش خروجی

جملات نمونه

the outgoer was always the first to leave the party.

او که اهل رفت و آمد بود همیشه اولین کسی بود که از مهمانی می‌رفت.

as an outgoer, she loved exploring new places.

به عنوان یک فرد اهل سفر، او عاشق کشف مکان‌های جدید بود.

his outgoer nature made him popular among friends.

طبع اهل سفر او باعث محبوبیتش در بین دوستانش شد.

the outgoer often shared travel tips with others.

او که اهل سفر بود، اغلب نکات سفر را با دیگران به اشتراک می‌گذاشت.

being an outgoer, she was never bored at home.

به عنوان یک فرد اهل سفر، او هرگز در خانه حوصله نداشت.

the outgoer joined several clubs to meet new people.

او که اهل رفت و آمد بود، برای ملاقات با افراد جدید به چندین باشگاه پیوست.

his outgoer attitude helped him make connections easily.

نگاه اهل سفر او به او کمک کرد تا به راحتی ارتباط برقرار کند.

as an outgoer, he thrived in social environments.

به عنوان یک فرد اهل سفر، او در محیط‌های اجتماعی شکوفا می‌شد.

the outgoer planned a weekend trip with friends.

او که اهل سفر بود، یک سفر آخر هفته با دوستانش برنامه‌ریزی کرد.

she admired the outgoer lifestyle of her adventurous friend.

او از سبک زندگی اهل سفر دوست ماجراجوی خود تحسین می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید