migrator

[ایالات متحده]/ˈmaɪɡreɪtə/
[بریتانیا]/ˈmaɪɡreɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده یا شخصی که مهاجرت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

data migrator

انتقال‌دهنده داده

migrator tool

ابزار مهاجرت

migrator service

سرویس مهاجرت

migrator application

اپلیکیشن مهاجرت

migrator script

اسکریپت مهاجرت

migrator process

فرآیند مهاجرت

cloud migrator

مهاجرت ابری

migrator platform

پلتفرم مهاجرت

migrator method

روش مهاجرت

migrator feature

ویژگی مهاجرت

جملات نمونه

the migrator followed the same path every year.

مهاجر هر سال از یک مسیر یکسان پیروی می‌کرد.

many birds are known as migrators during the winter.

بسیاری از پرندگان در طول زمستان به عنوان مهاجر شناخته می‌شوند.

the migrator's journey can span thousands of miles.

سفر مهاجر می‌تواند هزاران مایل را در بر بگیرد.

scientists study the patterns of migrators for research.

دانشمندان الگوهای مهاجران را برای تحقیق مطالعه می‌کنند.

each migrator has its unique migration route.

هر مهاجر مسیر مهاجرت منحصر به فرد خود را دارد.

climate change affects the behavior of migrators.

تغییرات آب و هوایی بر رفتار مهاجران تأثیر می‌گذارد.

the migrator returned to its breeding ground.

مهاجر به زمین تولید مثل خود بازگشت.

tracking migrators helps in conservation efforts.

ردیابی مهاجران به تلاش‌های حفاظتی کمک می‌کند.

some migrators travel alone, while others travel in groups.

برخی از مهاجران به تنهایی سفر می‌کنند، در حالی که برخی دیگر به صورت گروهی سفر می‌کنند.

the behavior of the migrator is fascinating to observe.

رفتار مهاجر برای مشاهده بسیار جذاب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید