outsource

[ایالات متحده]/ˈaʊtsaʊs/
[بریتانیا]/ˈaʊtsaʊrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به دست آوردن کالاها یا خدمات از یک تأمین‌کننده خارجی؛ خرید از تأمین‌کنندگان خارجی؛ واگذاری کار به پیمانکار فرعی

عبارات و ترکیب‌ها

outsource tasks

واگذاری وظایف

outsource services

واگذاری خدمات

outsource work

واگذاری کار

outsource projects

واگذاری پروژه‌ها

outsource production

واگذاری تولید

outsource support

واگذاری پشتیبانی

outsource development

واگذاری توسعه

outsource management

واگذاری مدیریت

outsource logistics

واگذاری لجستیک

outsource accounting

واگذاری حسابداری

جملات نمونه

many companies choose to outsource their it services.

بسیاری از شرکت‌ها انتخاب می‌کنند خدمات فناوری اطلاعات خود را برون‌سپاری کنند.

outsourcing can help reduce operational costs.

برون‌سپاری می‌تواند به کاهش هزینه‌های عملیاتی کمک کند.

they decided to outsource their customer support.

آنها تصمیم گرفتند پشتیبانی مشتری خود را برون‌سپاری کنند.

outsource your payroll to save time and effort.

پرداخت حقوق خود را برون‌سپاری کنید تا در زمان و تلاش خود صرفه‌جویی کنید.

outsourcing manufacturing has become a common practice.

برون‌سپاری تولید به یک عمل رایج تبدیل شده است.

some businesses outsource to improve efficiency.

برخی از کسب و کارها برای بهبود کارایی برون‌سپاری می‌کنند.

it's common to outsource graphic design work.

برون‌سپاری طراحی گرافیک رایج است.

they prefer to outsource rather than hire full-time employees.

آنها ترجیح می‌دهند برون‌سپاری کنند تا استخدام کارکنان تمام وقت.

outsourcing can lead to better quality services.

برون‌سپاری می‌تواند منجر به خدمات با کیفیت بهتر شود.

many startups choose to outsource their marketing efforts.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها انتخاب می‌کنند تلاش‌های بازاریابی خود را برون‌سپاری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید