specialization

[ایالات متحده]/ˌspeʃəlaɪˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌspeʃələˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخصص؛ فرآیند تخصص یافتن در یک حوزه یا زمینه خاص

جملات نمونه

The production line involves a high degree of specialization of labour.

خط تولید شامل درجه بالایی از تخصص نیروی کار است.

There has been increased economic specialization throughout the country.

در سراسر کشور، تخصصی شدن اقتصادی افزایش یافته است.

Stage Ⅴ, the nuclear manchette dismissed and the ectoplasmic specialization disappeared.The subacrosomal gap occurred.

مرحله Ⅴ، رد شدن هسته و ناپدید شدن تخصص اکتوپلاسمی. شکاف زیرآکروزومی رخ داد.

In Pascal the plethora of declarable data structures induces a specialization within functions that inhibits and penalizes casual cooperation.

در پاسکال، فراوانی ساختارهای داده قابل اعلام، تخصصی شدن در توابع را القا می‌کند که همکاری اتفاقی را مهار و مجازات می‌کند.

In agricultural ruralize, mechanization, specialization and the development that popularizes the respect such as advanced science and technology to be rural economics established good example;

در کشاورزی روستایی، مکانیزاسیون، تخصص و توسعه ای که احترام به علوم و فناوری پیشرفته را محبوب می کند، یک نمونه خوب برای ایجاد اقتصاد روستایی است.

ORE has updated the description on their Rorqual ship to include the other specialization bonuses they managed to build into it.

ORE توضیحات کشتی Rorqual خود را به‌روزرسانی کرده است تا شامل سایر پاداش‌های تخصصی باشد که توانسته‌اند در آن بگنجانند.

By separating the IN and OUT-interface from the other blocks in Computer Interlocking System,could singularize and specialization the blocks in the System.

با جدا کردن رابط IN و OUT از سایر بلوک‌ها در سیستم قفل‌گذاری کامپیوتری، می‌توان بلوک‌ها را در سیستم مجزا و تخصصی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید