overgeneralise

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈdʒɛnərəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈdʒɛnəraɪz/

ترجمه

v. اظهارات بسیار کلی و گسترده‌ای کردن؛ خیلی عمومی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overgeneralise concepts

کلی‌سازی بیش از حد مفاهیم

overgeneralise findings

کلی‌سازی بیش از حد یافته‌ها

overgeneralise results

کلی‌سازی بیش از حد نتایج

overgeneralise trends

کلی‌سازی بیش از حد روندها

overgeneralise data

کلی‌سازی بیش از حد داده‌ها

overgeneralise statements

کلی‌سازی بیش از حد اظهارات

overgeneralise situations

کلی‌سازی بیش از حد موقعیت‌ها

overgeneralise behaviors

کلی‌سازی بیش از حد رفتارها

overgeneralise issues

کلی‌سازی بیش از حد مسائل

overgeneralise experiences

کلی‌سازی بیش از حد تجربیات

جملات نمونه

it's easy to overgeneralise based on a few experiences.

بر اساس تجربیات محدود، تعمیم‌دهی بیش از حد آسان است.

some people overgeneralise cultural differences.

برخی افراد تفاوت‌های فرهنگی را بیش از حد تعمیم می‌دهند.

it's important not to overgeneralise from limited data.

مهم است که از داده‌های محدود، بیش از حد تعمیم ندهیم.

researchers must be careful not to overgeneralise their findings.

محققان باید مراقب باشند که یافته‌های خود را بیش از حد تعمیم ندهند.

people often overgeneralise about generations.

افراد اغلب در مورد نسل‌ها بیش از حد تعمیم می‌دهند.

it's a mistake to overgeneralise the effects of social media.

تعمیم اثرات شبکه‌های اجتماعی یک اشتباه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید