specify

[ایالات متحده]/ˈspesɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈspesɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تعیین کردن; ارائه دستورالعمل‌های دقیق; فهرست کردن; شامل شدن در یک مشخصات.

جملات نمونه

Please specify what you will do.

لطفاً مشخص کنید که چه خواهید کرد.

We should specify a time and a place for the meeting.

ما باید زمان و مکانی را برای جلسه مشخص کنیم.

it is impossible to specify the exact locus in the brain of these neural events.

تعیین دقیق محل این رویدادهای عصبی در مغز غیرممکن است.

the agency failed to specify that the workers were not their employees.

آژانس نتوانست مشخص کند که این کارگران کارمند آنها نیستند.

The regulations specify that you may use a dictionary in the examination.

قوانین مشخص می کنند که شما می توانید از یک فرهنگ لغت در امتحان استفاده کنید.

the coup leader promised an election but did not specify a date.

رهبر کودتا قول برگزاری انتخابات را داد اما تاریخی تعیین نکرد.

The third clause of the contract specifies steel sashes for the windows.

ماده سوم قرارداد مشخص می‌کند که لنگه‌های فولادی برای پنجره‌ها استفاده شود.

the minister tried to fudge the issue by saying he did not want to specify periods.

وزیر سعی کرد موضوع را دستکاری کند و گفت نمی خواهد دوره ها را مشخص کند.

"An indorsement in blank specifies no indorsee, and a bill so indorsed ecomes payable to bearer."

"-یک تأییدیه خالی هیچ ذینفعی را مشخص نمی کند و یک سند به این ترتیب تأیید شده به حامل قابل پرداخت می شود."

this item specifies the number of clock cycles needed after a bank active command before a precharge can occur.

این مورد تعداد چرخه های ساعت مورد نیاز پس از یک دستور فعال بانک قبل از وقوع پیش بار را مشخص می کند.

The <orderby> tag specifies which field the report should be ordered by. In this case, the report will be ordered by the Lastname field in the Employees table.

تگ <orderby> مشخص می کند که گزارش باید بر اساس کدام فیلد مرتب شود. در این مورد، گزارش بر اساس فیلد نام خانوادگی در جدول کارمندان مرتب خواهد شد.

Many engine OEMs specify the minimum equilibrium TBN of the used lubric, in addition to other parameters that should be carefully monitored in order to ensure the oil is in satisfactory condition .

بسیاری از سازندگان موتور، حداقل TBN تعادلی روغن استفاده شده را علاوه بر سایر پارامترهایی که باید به دقت کنترل شوند، مشخص می کنند تا اطمینان حاصل شود که روغن در شرایط رضایت بخشی قرار دارد.

This essay based on research of basic data analyses the resources situation of Mn-ore in Gansu Province,specifies the characters of resources of polianite and main types of polianite.

این مقاله بر اساس تحقیقات داده های اساسی، وضعیت منابع سنگ آهن در استان گانسو را تجزیه و تحلیل می کند، مشخصات منابع پولینیت و انواع اصلی پولینیت را مشخص می کند.

نمونه‌های واقعی

They contact me. How wasn't specified.

آنها با من تماس می گیرند. مشخص نشده بود چگونه.

منبع: Homeland Season 5

Passengers or the declaration document the customs specifies to the declaration counter.

مسافران یا سند اظهارنامه که گمرک آن را به شمارش اظهارنامه مشخص می کند.

منبع: Foreign Trade English Topics King

I did not specify on what scale.

من مشخص نکردم که در چه مقیاسی.

منبع: How I Met Your Mother: The Romantic History of My Parents (Season 6)

They didn't specify what exactly it was.

آنها مشخص نکردند که دقیقاً چه بود.

منبع: CNN Listening January 2020 Collection

But the question is, how do we exactly specify this style?

اما سوال این است که چگونه دقیقاً این سبک را مشخص کنیم؟

منبع: Two-Minute Paper

Usually these are not as easily specified as in a football match.

معمولاً اینها به آسانی مانند یک مسابقه فوتبال قابل تعیین نیستند.

منبع: New Century College English Comprehensive Course (2nd Edition) Volume 2

And these resources traditionally needed to be specified individually with each draw call.

و این منابع به طور سنتی باید به صورت جداگانه با هر فراخوانی ترسیم مشخص شوند.

منبع: Apple latest news

To be fair to Jamie, it doesn't specify how thinly to slice it.

به انصاف برای جیمی، مشخص نمی کند که چگونه آن را به صورت نازک برش بزنند.

منبع: Gourmet Base

Western buyers have insisted on sticking to payments in the currency specified in contracts.

خریداران غربی اصرار داشتند که به پرداخت ها به ارز مشخص شده در قراردادها پایبند باشند.

منبع: BBC Listening Collection April 2022

Oh, the schematics specify a second, smaller pilot.

اوه، طرح ها یک خلبان دوم و کوچکتر را مشخص می کنند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید