completely owned
مالکیت کامل
owned by
مالک
self-owned
خودمالکی
privately owned
خصوصی
state owned
دولتی
wholly owned subsidiary
شرکت تابعه متعلق به طور کامل
a publicly owned enterprise
یک شرکت متعلق به بخش عمومی
a family-owned whisky distiller.
یک کارخانه تقطیر ویسکی خانوادگی.
He owned up to the crime.
او مسئولیت جرم را پذیرفت.
He owned several patents.
او چندین حق اختراع داشت.
Everything he owned was sequestered.
همه چیزهایی که او داشت ضبط شد.
he acts as if he owned the place.
او وانمود میکند که صاحب آنجا است.
the company owned them body and soul.
شرکت آنها را از جان و دل مال خود کرد.
partnerships and individually owned firms.
همکاریها و شرکتهای متعلق به افراد.
the place is owned lock, stock, and barrel by an oil company.
این مکان به طور کامل متعلق به یک شرکت نفتی است.
I mean, it's not as if I owned property.
منظورم این نیست که من اصلا دارایی نداشتم.
she owned to a feeling of profound jealousy.
او به احساس حسادت عمیق اعتراف کرد.
In China, the railways are owned by the state.
در چین، راهآهنها متعلق به دولت است.
Has he owned to the theft?
آیا او به سرقت اعتراف کرده است؟
The boy owned to having told a lie.
پسر به دروغ گفتن اعتراف کرد.
The houses are owned collectively by the company.
خانه ها به طور جمعی توسط شرکت در اختیار است.
all he owned were the clothes on his back.
همه چیزهایی که داشت فقط لباسهایی بود که روی تنش بود.
the house has been owned by the same family for 300 years.
این خانه به مدت 300 سال متعلق به همان خانواده بوده است.
For a time, enemy planes owned the skies.
برای مدتی، هواپیماهای دشمن آسمان را در اختیار داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید